تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣

اندر مذمّت كسانى كه به جامه و لقمه مغرور باشند

جامه از بهر عورت « 1 » عامه است * خاصگان را برهنگى جامه است مر زنان راست جامه اندر خور * حيدر و مرد و جوشن اندر بر « 2 » جامه بر عورتان « 3 » پسنديدست * جامهء ديبه « 4 » آفت ديدست مرد را در لباس خلقان جوى * گنج در كنجهاء « 5 » ويران جوى مر زنان راست جامه تو بر تو * مرد را روز نو و روزى نو « 6 » چون نباشد ملامت و اتعاظ « 7 » * بس بود جامهء برهنه حفاظ مر زنان را برهنگى جامه است * خاصه آن را كه شوخ و خودكامه است نيست زن را به جامه خانهء هوش * به ز عريانى ايج عورت‌پوش عورتانند جاهلان كه و مه * هركه پوشيده‌تر ز عورت به باقيى « 8 » در بقاء « 9 » معنى كوش * پنبه روباز ده به پنبه‌فروش « 10 » چكند عقل جامهء زيبا * نقش ديبا چه داند از ديبا چه كشى از پى هوس تن را * گرمى عشق جامه بس تن را دين به زير كلاه دارى تو * زان هواى گناه دارى تو با كلاه از هواى « 11 » تن نجهى « 12 » * سر پديد آيد ار كله بنهى چون سرآمد پديد در شبگير * پاى در نه عمارت « 13 » از سر گير يك شبى رو بوقت شب‌گيران * با حذر در نهان ز خرگيران سر خود را پديد كن ز كلاه * توبه اين است از گذشته گناه
هامش
( 1 ) - ل : عورت و ( 2 ) - س : حيدر و علم و جامه اندر بر ، ل : مىدرد مرد جوشن اندر بر ، ب : زينت مرد راست فضل و هنر ( 3 ) - س : جامهء عورتان ( 4 ) - ب : ديبهء ديده ، س : ديدن جامه ( 5 ) - س : در جايهاى ، ك : در خانهاى ( 6 ) - اين بيت در صفحهء 106 تكرار شده است ( 7 ) - س : ملامت انعاظ ، ب : ملامت الفاظ ( 8 ) - م : بافتى ، ذ : عاقلى ( 9 ) - ب : در قباى ( 10 ) - س : نقش ديبا بسست ديباپوش ( 11 ) - ب : با كلاه از نياز ، س : با كلاه از بتان ( 12 ) - م : بجهى ( 13 ) - م : عبادت