تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
پيش درگاه او ز اهل هوس * مل سوارست و گل پياده و بس او اميريست « 1 » كاندرين بنياد * از پى عزّ شرع و دادن داد بر درش لشكر هوس نبود * وز « 2 » سوار و پياده كس نبود روح را كرده « 3 » از جواهر نور * گوش و گردن چو گوش و گردن حور پرده‌ها باشد « 4 » از هدايت او * حرف و آواز « 5 » در ولايت او روز كورى ترا به خود پذرفت * كت در اين لافگاه « 6 » غرجه گرفت تا نبى و نبى ز چون تو سقط « 7 » * اين درآمد به صورت آن در خط جهل تو « 8 » بهر قال و قيلى را * دحيه كردست « 9 » جبرئيلى را گرد اين پير گرد « 10 » تا از چاه * پايت آرد ز چاه بر سرگاه طفل كو بر گرد كسى گردد * تخم كو پرورد بسى گردد زانكه از قوّت قوائم او * بهر جاويد نفس سايم « 11 » او كس چنو كم شنود « 12 » در سلفوت * برزگر در « 13 » مزارع ملكوت جان من بهر اين حديث چو نوش * چشم بنهاده بر دريچهء گوش نشدم سير از آن سخن‌دان زير « 14 » * تشنه زاب نمك « 15 » نگردد سير جان ز ديدار دوست پروردن * هست چون شهد و « 16 » گلشكر خوردن معده از علم زان « 17 » نگردد پست * كه طعام و شره بود هم دست گفتمش با تو روزگار خوش است * با تو خواهم كه با تو كار خوش است بىچنو « 18 » پير در جوانى خويش * كه خورد بر « 19 » ز زندگانى خويش
هامش
( 1 ) - خ : آن امير است ( 2 ) - كم : از ( 3 ) - چ : روح او كرده ( 4 ) - س : پرده‌ها بندد ( 5 ) - س : خط او از ، چ : خط او پر ( 6 ) - ل : بارگاه ( 7 ) - س : با نبى نبى ز نيك و ز بد ( 8 ) - س : عقل تو ، م : جهل تو ( 9 ) - ذ : دحيه كرده است ، چ : زخمه كرده ، ل : در قفس كرده ( 10 ) - ذ : اين ميل گرد ( 11 ) - ب : سائم ، م : صائم ( 12 ) - ب : شنيد ( 13 ) - كم : بزر كردن ( 14 ) - س : نشدم من از آن سخن‌دان زير ، م : سخن‌دان دير ( 15 ) - م : از پرنمك ، س : زاب نمك ( 16 ) - ل : چون شهد ( 17 ) - ب : معده را زان علم ( 18 ) - م : بىچنين ، ذ : زين چنين ( 19 ) - ذ : خوردهء بر