تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣

در چشم نگاه داشتن گويد

قال النّبى عليه السّلام : النّظر « 1 » سهم من سهام الشيطان
آنچه بر تن قبول بر جان رد * وانچه بر پاى نيك بر سر بد منگر اندر بتان كه آخر كار * نگرستن گرستن آرد بار اوّل آن « 2 » يك نظر نمايد خرد * پس از آن لاشه جست « 3 » و رشته ببرد تخم عشق آن دوم « 4 » نظر باشد * پس از آن رشك و اشك تر « 5 » باشد

حكايت

آن شنيدى كه درگه عيسى * خواست باران به حاجت از مولى رفت با قوم خود به استسقا * كرد هركس ز عجر خويش دعا « 6 » به اجابت دعا نشد مقرون * گشت عيسى از آن سبب محزون ناگه آمد ندا كه مجرم را * از ميان كن برون كه مكرم را با گنهكار نيست راه رضا * نشنود از گناهكار دعا بازگشتند جمله آن انبوه * كه جهان بود از آن گروه ستوه جز يك اعور نماند با عيسى * جان ما باد جانش را به فدا گفت عيسى چرا نرفتى تو * پشت چون ديگران نخفتى « 7 » تو تا تو « 8 » بودى بگو گنه كردى * نامهء خويشتن سيه كردى گفت روزى همى به رهگذرى * سوى نامحرمى زدم نظرى هم بر آنجاى كان نظر ديدم * طمع از جان خويش ببريدم قدم از خشم « 9 » برنكندم من * تا مر اين چشم برنكندم « 10 » من چون ظفر يافت ديو بر چشمم * چشم كردم سياه چون وشمم تا ظفر يافت ديو بر بصرم * ديده را دور كردم از نظرم
هامش
( 1 ) - ب : النظرة ( 2 ) - ب : اولت ( 3 ) - س : رفت ( 4 ) - ب : از دوم ( 5 ) - م : اشك و رشك بر ( 6 ) - چ : ز بهر خويش دعا ( 7 ) - چ : بخفتى ، ل : نگفتى ( 8 ) - كم : با تو ( 9 ) - ب : خشم ، ك : خويش ( 10 ) - چ : سر نكندم ، ح : را فكندم
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 353 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى