تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦

صفت كلماتى كه با نفس كلى رود و جوابها كه او گويد

گفتم اى ايزدت سرشته ز نور * وى ز عكس رخ تو ديو چو حور اى زمان از تو عيد و آدينه * وى زمين از رخ تو آيينه « 1 » صفتت برتر از نفس باشد * وصف كردن ترا هوس باشد بس بديعى به صورت و پيكر * نيست در كل كون چون تو دگر از صفت « 2 » صورت معاينه‌اى * زانكه هم روئى و هم آينه‌اى اندر اقليم دين توئى هموار * از پى راه عذر و شكر شكار « 3 » طوبى مايه‌بخش باغ « 4 » ارم * كعبهء پادشاه خاك « 5 » حرم بس بهى نفس و بس قوى نفسى * عقل و جانى سرى دلى « 6 » چه كسى حبّذا صورتت كه بس خوبى * خرّما شوكتت نه معيوبى برتر از جوهرى « 7 » و از عرضى * جملهء كائنات را غرضى گوهرى « 8 » كز تو قابل قوتست * برج خورشيد و درج ياقوتست خوردهء شربها « 9 » ز دست ملك « 10 » * همچو پيغمبران « 11 » هنيئا لك چه كنى « 12 » پيش مدبرى پردرد * در چنين كنج گنج باد آورد كلبهء همچو ديو درگه دود « 13 » * كردى از عكس روى نوراندود « 14 » من سهائى نديده‌ام در چاه « 15 » * باد و خورشيدم « 16 » اين زمان و دو ماه بلى اندر سراى جسمانى * تو ز من اين حديث به دانى اين بود خلق و فعل پيران را « 17 » * كه اميران كنند اسيران را
هامش
( 1 ) - ب : از تو همچو آيينه ( 2 ) - س : از صفا ، ل : در صفت ( 3 ) - ل : و شكار ( 4 ) - ل : و باغ ( 5 ) - ل : و خاك ( 6 ) - ل : سر و دلى : ذ ، جان دلى سرى ( 7 ) - ل : گوهرى ( 8 ) - ل : گهرى ( 9 ) - ل : شرها ( 10 ) - فلك ( 11 ) - س : پيغامبران ( 12 ) - س : چكند ، ذ : چكشى ( 13 ) - س : كلبهء تيره همچو ديو از دود ، ب : كلبهء همچو ديو و دمگه دود ( 14 ) - چ : زراندود ( 15 ) - ل : من سها را بديده‌ام در راه ، س : نديده اندر چاه ( 16 ) - كم ، خرشيدم ( 17 ) - ب : كاين بود فعل و خلق پيران را ، س : اين بود . . .