تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
زهره اندر حضيض ناپيدا * گشته از نور خويش جمله جدا با عطارد نمانده هيچ رمق * هم بسان دويت « 1 » خود مطلق خسرو شرق « 2 » در شبستان خوش * خفته بر روى نيلگون مفرش چرخ پيروزه « 3 » و ستاره بر آن * چون زر سرخ و دست نيلگران شهب « 4 » اندر اثير ميدان تاز « 5 » * دم عقرب ز زهره چوگان‌باز بوده پيش بنات نعش مهين * ماه چون نيم حلقهء زرّين در ثريّا بمانده چشم سهيل * خيره چون مرد مانده اندر سيل قطب در قطر چرخ پيوسته « 6 » * متمكن چو پير آهسته نالهء بيوه و خروش يتيم * دل برجيس را نهاده دونيم بهر تعويذ عقد حور العين « 7 » * فرقدان چون هليلهء زرين انجم اندر مجرّه راست چنان * كه صدف‌ريزه‌ها بر آب روان « 8 » شده شكل مجرّه زو پيدا * همچو موسى و بحر و « 9 » زخم عصا شكل پروين چو هفت مهرهء يشم * بر يكى جام مى نموده به چشم همچو شخصم « 10 » ضعيف شكل سها * گاه پيدا و گاه ناپيدا گردش انجم « 11 » از وراى اثير * خيل رومى بگرد زنگى پير « 12 » كوكب از راه كهكشان پيدا * راست چون اشك و چشم نابينا چرخ را كرده چون شكوفه بباغ * گاو گردون « 13 » ز شش پليته « 14 » چراغ مانده ساكن چو گوهر اندر درج * هفت سياره و دوازده برج
هامش
( 1 ) - ذ : دواث ( 2 ) - پ : ماه مستور ( 3 ) - ل : فيروزه ( 4 ) - م : اشهب ، ب : شهب ( 5 ) - س : ميدان باز ( 6 ) - ل : در چرخ قطر بنشسته ( 7 ) - م : بهر تعويذهاى روح العين ( 8 ) - س : در آب روان كم : حوض ( 9 ) - م : ز بهر ( 10 ) - ب : جسم ، ل : چشمم ، چ : شكل ( 11 ) - س : گرد شب انجم ، م : گردش انجم ( 12 ) - س : بگرد زرين تير ، كم : بگرد زنگيى مير ، چ : بگرد زنگى امير ( 13 ) - م : كاه كردون ، س : گاو گردون ، چ : كار گردون ، ل : گاو و گردون ( 14 ) - م ، س : پليته ، چ : فتيله