تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
پيش ديوان درون دمكه زشت « 1 » * زنگيان پايكوب بر انگشت گشته پردوده تودهء هامون « 2 » * كرده عالم غلاله غاليه‌گون شب بسان سياه‌گون دريا * من چو گوهر صدف نهاد سرا « 3 » خفته اندر كنار اهريمن « 4 » * زنگيى كش ز مشك « 5 » پيراهن زنگيانى بقير « 6 » بسرشته * شبه با ساج « 7 » كرده در رشته ديو از دوده كرده « 8 » خود را دلق * شش جهت را يكى نموده بخلق مىدميد از دهان دوده سرشت * ديو در روى نو بيان « 9 » انگشت گشته انقاس « 10 » گوهر مردم * كرده انفاس راه منفذ گم يا تو « 11 » گفتى كه از جوال سياه * زنگيى كور سرمه ريخت به چاه نور بسيار اندكى كرده * تيرگى شش جهت يكى كرده سايهء « 12 » آفتاب رفته چو تير * قيروان را گرفته اندر قير « 13 » شد چو شد زير خاك چشمهء خور * نسترن را ز « 14 » حوض نيلوفر چشم نرگس به باغها در باز « 15 » * ليك بيگانه از نشيب « 16 » و فراز زحل از اوج « 17 » خويش رخ بنمود * همچو گوئى ز نقره زراندود « 18 » مشترى گشته از فلك « 19 » پنهان * هيچ ننمود روى خويش عيان شكل مريخ برفراخته « 20 » تيغ * گاه پيدا و گه نهان در ميغ شمس رخ در حجاب پوشيده « 21 » * وز سياهى نقاب پوشيده « 21 »
هامش
( 1 ) - س : درون دمگه زشت ، ى : دون دمكهء زشت ، ل : درون و مكه ز پشت ( 2 ) - ل : پردود ديدهء هامون ، س : پردود دودهء هامون ( 3 ) - م : نهاده سرا ( 4 ) - ل : اهرامن ، س : آهرمن ( 5 ) - س : كش ز مشك ، م : كور مشك ( 6 ) - م : بقهر ( 7 ) - ب : شبه و ساج ، س : شبه و دود ، ل : شبه با دود ( 8 ) - س : ديو كرده ز دوده ، كم : ديو از دوده كرد ( 9 ) - چ : زنگيان ( 10 ) - ذ : انفاس ( 11 ) - ذ : تا تو ( 12 ) - ب : ساقه ( 13 ) - س : اندر قير ، م : شب در قير ( 14 ) - ب : نسترن زار ( 15 ) - س : چشم در باغها چو نرگس باز ( 16 ) - س : در نشيب ( 17 ) - م : از لوح ( 18 ) - م : همچو گوى بلور ، ل : گوئى مگو زرآلود ( 19 ) - ك : از فلك شده ( 20 ) - پ : برفراشته ( 21 ) - ل : بربسته