در سباحت اگرچه استادى * پيش من زين قبل بر استادى
نه چو كشتى شكست اى رعنا « 1 » * شد سباحت و بال در دريا « 2 »
جز ز روى كمال عقل و « 3 » خرد * سه گز اطلس بنهدرم كه خرد
نزد آن دل كه معدن خردست * همه نيك فلك بجمله بدست
در دل و جان آنكه هشيارست * بر سر و چشم آنكه بيدارست
پل بود بر دو سوى آب سره * چون گذشتى ازو چه پل چه دره « 4 »
اندر عزّت عقل
عزّت عقل هست سوى روان * نزد روشنضمير پاكروان
در اضافت سوى « 5 » زمانه لطيف * به اضافت « 6 » بسوى عقل كثيف
اول و آخر « 7 » و عزيز و ذليل * علوى و سفلى « 8 » و قبيح و جميل
غرض امر « 9 » و دايهء آدم * عرض « 10 » نفس و جوهر عالم « 11 »
هم وراى مراتب اسمى * هم پذيراى صورت جسمى
ذات او گشته مستدير « 12 » از نفس * جنبش او اثرپذير از نفس
مايه و پايهء مدارج اسم « 13 » * علت و آلت مراتب « 14 » جسم « 15 »
اين همه عقل را مسلم گشت * آسمان عقل و روح سلم گشت
اندر جمال عقل
سبب امت و رسولى او * علت و صورت « 16 » و هيولى او
او نهادست هم بامر قدم * صورت اندر هيولى عالم
كان وجودى « 17 » كه بىزبان « 18 » باشد * از هيولى عقل « 19 » و جان باشد
هامش
( 1 ) - ب : در دريا
( 2 ) - ب : اى رعنا
( 3 ) - ل : كمال و عقل
( 4 ) - س : چه پل چه بره
( 5 ) - چ : در اضافت شوى ، ل : در افاضت سوى
( 6 ) - س : باضافت ، م : در ضيافت ، خ : به لطافت
( 7 ) - چ : آخرش
( 8 ) - چ : سفليش
( 9 ) - م : غرض چرخ ، ل : غرض او
( 10 ) - س : غرض
( 11 ) - كم : علت عالم
( 12 ) - س : مستنير ، م : مستدير ، ب : مستطير
( 13 ) - م : جسم
( 14 ) - ل : و مراتب
( 15 ) - م : اسم
( 16 ) - ل : و صورت
( 17 ) - س : كان وجودى ، خ : آن وجودى
( 18 ) - ل : كه بىزمان ، خ : كه بىزبان
( 19 ) - ب : و عقل