تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
در سباحت اگرچه استادى * پيش من زين قبل بر استادى نه چو كشتى شكست اى رعنا « 1 » * شد سباحت و بال در دريا « 2 » جز ز روى كمال عقل و « 3 » خرد * سه گز اطلس بنه‌درم كه خرد نزد آن دل كه معدن خردست * همه نيك فلك بجمله بدست در دل و جان آنكه هشيارست * بر سر و چشم آنكه بيدارست پل بود بر دو سوى آب سره * چون گذشتى ازو چه پل چه دره « 4 »

اندر عزّت عقل

عزّت عقل هست سوى روان * نزد روشن‌ضمير پاك‌روان در اضافت سوى « 5 » زمانه لطيف * به اضافت « 6 » بسوى عقل كثيف اول و آخر « 7 » و عزيز و ذليل * علوى و سفلى « 8 » و قبيح و جميل غرض امر « 9 » و دايهء آدم * عرض « 10 » نفس و جوهر عالم « 11 » هم وراى مراتب اسمى * هم پذيراى صورت جسمى ذات او گشته مستدير « 12 » از نفس * جنبش او اثرپذير از نفس مايه و پايهء مدارج اسم « 13 » * علت و آلت مراتب « 14 » جسم « 15 » اين همه عقل را مسلم گشت * آسمان عقل و روح سلم گشت

اندر جمال عقل

سبب امت و رسولى او * علت و صورت « 16 » و هيولى او او نهادست هم بامر قدم * صورت اندر هيولى عالم كان وجودى « 17 » كه بىزبان « 18 » باشد * از هيولى عقل « 19 » و جان باشد
هامش
( 1 ) - ب : در دريا ( 2 ) - ب : اى رعنا ( 3 ) - ل : كمال و عقل ( 4 ) - س : چه پل چه بره ( 5 ) - چ : در اضافت شوى ، ل : در افاضت سوى ( 6 ) - س : باضافت ، م : در ضيافت ، خ : به لطافت ( 7 ) - چ : آخرش ( 8 ) - چ : سفليش ( 9 ) - م : غرض چرخ ، ل : غرض او ( 10 ) - س : غرض ( 11 ) - كم : علت عالم ( 12 ) - س : مستنير ، م : مستدير ، ب : مستطير ( 13 ) - م : جسم ( 14 ) - ل : و مراتب ( 15 ) - م : اسم ( 16 ) - ل : و صورت ( 17 ) - س : كان وجودى ، خ : آن وجودى ( 18 ) - ل : كه بىزمان ، خ : كه بىزبان ( 19 ) - ب : و عقل