تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
تا ترا بر سرير سرّ خرد * بنشاند ز بهر راحت « 1 » خود تو بر آسوده و خرد بر كار * تو بخفته درونت او بيدار « 2 »

اندر جمع بين عقل و شرع

عقل و چشم و پيمبرى نورست * آن ازين اين از آن نه بس دورست اينكه در دست شهوت و خشمند * چشم بىنور و نور بىچشمند نور بىچشم شاخ بىبر دان * چشم بىنور جسم بىسر دان اين تواضع‌نماى پرتلبيس « 3 » * و آن تكبرفزاى چون ابليس اين ز دست « 4 » امير چيز دهد * و آن ز كون « 5 » رئيس تيز دهد نيست جز شرع و عقل و جان « 6 » و دماغ * خلق را در دو خطه چشم و چراغ چون ترا از خرد هوا به دلست * خنده‌ات آيد ز هرچه جز جدلست چون خرد سوى هر دلى پويد * وز دل هركسى سخن گويد « 7 » از پى مصلحت درين بنياد * كاوّلش آتش است و آخر باد قهرمان امين يزدانست * بهرمان نگين انسانيست عقل جز داد و جز كرم نكند * كه اولوالأمر « 8 » خود ستم نكند عقل چون برگشاد زاغ هوس * دركشد چون تذرو سر در خس راكبى كز خرد عنان دارد * اسب انجام زير ران دارد چهرهء را كه روز « 9 » بد نبود * هيچ مشاطه چون خرد نبود از خرد بدگهر نگيرد فرّ * كى شود سنگ بدگهر گوهر « 10 » مده اى پور « 11 » روز نيك به بد * با خرد روز كن نه با دل خود با خرد باش و از هوا بگريز * كه هوا علتيست رنگ‌آميز « 12 »
هامش
( 1 ) - ب : آفت ( 2 ) - س : درون ترا بيدار ، ذ : درونت بر بيدار ( 3 ) - م : با تلبيس ، ض : بىتلبيس ( 4 ) - م : بدست ( 5 ) - م : بكون ( 6 ) - چ : سر عقل و جان ( 7 ) - ل : وز دلى هركسى سخن جويد ( 8 ) - ب : اولو العلم ، م : اولوالأمر ( 9 ) - ى : هر كسى را كه خوى ( 10 ) - ل : جوهر ، چ : چو گهر ( 11 ) - ب : مده اى خواجه ( 12 ) - ب : زهرآميز ، كم : بيرآميز
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 313 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى