التمثل فى التقوى ، سؤال موسى عليه السلام عن اللّه عزّ و جلّ قال اى شىء خلقت افضل من الاشياء
در مناجات با خدا موسى * گفت ايا كردگار و يا مولى « 1 »
از هرآنچ آفريدى از هر لون * چيست بهتر « 2 » ز خلقها در كون
گفت كز خلقها ايا موسى « 3 » * نيست بهتر بعالم از تقوى
سر هر طاعتى يقين تقواست * متقى شاه جنةالمأواست
الجهل داء بلا دواء و الحمق حفرة بلا عمق
داعيانى كه زادهء زمنند * بيشتر در هواى خويشتند
از خودى خويش زين جهان برتر * وز بدى از اجل گلو برتر
همه چون از كتاب « 4 » فهرستند * جز ترا سوى خويش نفرستند
رويشان چون پياز لعل نكوست « 5 » * چون نكو بنگرى بود « 6 » همه پوست
چون پياز از لباس تو بر تو * ليك چون سير گنده و بدبو « 7 »
از يتيمان و بيوگان ديار « 8 » * كرده دايم بطونشان پرنار « 9 »
تا زبان در جدل قوى كردند « 10 » * عقل را عاشق غوى كردند « 11 »
زين « 12 » كدو گرد نان بىپروبال بال * چون كدو زود بال و زود زوال « 13 »
پست بالا چو نقطه جاه همه * تنك ميدان چو قطب راه همه
گشته ماهر ولى « 14 » به جلد زدن * مستحق سياط و جلد زدن
هوششان در سراى « 15 » بىفرياد * باز « 16 » چون گوش كر مادرزاد
كرده از بهر جاه و مال و مدد * سر ز شر دل ز دل جسد ز حسد
هامش
( 1 ) - ب : يا كردگار يا مولى
( 2 ) - چ : كمتر ؟
( 3 ) - م : كز خلقهاى من موسى
( 4 ) - س : در كتاب
( 5 ) - پ : پياز لعل و نكوست ، س : پياز لعل نكوست
( 6 ) - ب : ليك چون بنگرى بود ، م : تا به پايان چو بنگرى
( 7 ) - م : بدخو
( 8 ) - م : ديار ، ب : دينار
( 9 ) - م : پربار
( 10 ) - س : تا زبان در سخن جرى كردند ، ك : تا زيان در جدل خرى كردند
( 11 ) - س : كرى كردند
( 12 ) - كم : اين
( 13 ) - خ : زود و بال
( 14 ) - ب : گشته با هر دلى
( 15 ) - ل : در جهان
( 16 ) - ى : باد