تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
در گفتار بيهده دربند * به قضاى خداى شو خرسند چون نگوئى سپيدنامه شوى * رستى از رنج و خويش « 1 » كامه شوى ور بگوئى بمانى اندر رنج * بشنو اين پند و خيره باد مسنج شير گردن سطبر از آن دارد * كه رسولى بخرس نگذارد رهئى « 2 » در ره رهائى باش * از خودى دور شو خدائى باش چه شوى « 3 » چون ستور و ديو و دده * چارميخ اندرين گداىكده نيست در وى ز معنى آلت و ساز * همه خامست و گندگى چو « 4 » پياز گرنه‌اى چرخ بر گذشتن چيست * گرد اين خاك توده گشتن چيست در هوس عالمى نبينى سود * از هوا زنده‌اى بميرى « 5 » زود كار كن كار بگذر از گفتار * كاندرين راه كار دارد كار گفت كم كن كه من چه خواهم كرد * گوى كردم مگو كه خواهم كرد

التمثيل فى المجاهدة

گفت روزى مريد با پيرى * كه در اين راه چيست « 6 » تدبيرى كار اين راه بر معامله « 7 » نيست * در ره جهد خود مجادله « 8 » نيست كار توفيق دارد اندر راه « 9 » * نرسد كس بجهد سوى إله پير گفتا مجاهدت كردى * شرط شرعش بجاى آوردى « 10 » جملگى بندگى بسر بردى * پاى در شرط شرع بفشردى شد يقينم كه ناجوانمردى * در رهش بد زنى نه بد مردى آنچه بر تست رو بجا آور * وز سخنهاى جاهلان « 11 » بگذر بندگى كن تو جهد خود مىكن * راه رو راه و پيش مار سخن جهد بر تست و بر خدا « 12 » توفيق * زانكه توفيق جهد راست رفيق « 13 »
هامش
( 1 ) - ذ : رنج خويش ( 2 ) - س : ذهبى ( 3 ) - س : چه بوى ( 4 ) - خ : گنده همچو ( 5 ) - ب : بميرى ، س : نميرى ( 6 ) - ى : نيست ( 7 ) - ب : مجاهده ( 8 ) - ب : مشاهده ، ذ : مجامله ( 9 ) - چ : كار توفيق دارد اندر راه ( 10 ) - م : تا بدانستهء كه نامردى ( 11 ) - س : جبريان ، خ : بيهده ( 12 ) - م : وز خدا ( 13 ) - پ : مرد راست رفيق ، ى : هست توفيق و جهد هر دو رفيق ، م : زانكه توفيق و جهد هست رفيق