تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨

فى الاجتهاد و طلب التقوى

عبد اللّه رواحه « 1 » يار رسول * كرده بودى ورا رسول قبول بود يار گزيده در همه كار * اختيار محمد مختار برسيد حقوق صحبت داشت * يك زمان خدمتش فرونگذاشت آن زمانى كه جبرئيل امين * آيت آورد « 2 » بر رسول گزين كه بود امّت ترا ناچار * بر جهنم بجمله راهگذار نيك و بد واردند بر آتش « 3 » * خواه خوش‌دل نشين و خوه ناخوش چون شنيد اين حديث عبد اللّه * گفت درمانده گير « 4 » وا غوثاه رفت در خانه و برون نامد * عوض از آب « 5 » چشم خون آمد « 6 » زن ورا گفت خيز و بيرون رو * تخمهائى كه كشته‌اى بدرو عيب باشد به خانه اندر مرد « 7 » * مرد را كار و شغل بايد كرد مرد گفتا چو اين شنيدم من * طمع از خويشتن بريدم من جهد آن كرد « 8 » بايدم لا بد * كه كنم حاجزى « 9 » چو كوه احد كه ضعيف است مر مرا تركيب * هست درد نهيب و نار « 10 » مهيب مگر از شرع چاره‌اى سازم * تا در آتش چو روى نگدازم آيت آمد دگر كه يافت فرج * آنكه را حيلتست ثمّ ننج الذين اتقوا وراست نجات * زنده دانش و گرچه از اموات گفت بىتقوى ار گران‌باريم * راه تقوى مگر بدست آريم راه تقوى رويم و ننديشيم * كه ز ياران به منزل « 11 » پيشيم كآنكه بىتقواست در ره دين * آدمى نيست هست ديو لعين
هامش
( 1 ) - ل : رياحه ، ب : رباحه ، م : رواحه ( 2 ) - چ : آورده ( 3 ) - ل : رار هست بر آتش ، چ : بد آورند بر آتش ( 4 ) - چ : افتاده گير ، خ : افتاده كار ( 5 ) - ب : عوض آب ( 6 ) - ذ : خون نامد ( 7 ) - م : مرد هرگز به خانه باشد مرد ( 8 ) - م : جهد خود كرد ( 9 ) - ب : عاجزى ( 10 ) - ب : ترس و نهيب نار ، چ : هست ترس نهيب نار ، ى : هست دوزخ نهيب و نار ( 11 ) - چ : بمنزلى