تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
كى كند جلوه عزّ اللهى * قدس لاهوت بر دل لاهى دور دور است ساهى از شاهى « 1 » * همچو راز الهى از لاهى تو هوس دانى « 2 » و هوا و جدل * وز پى عامه كار كرد و عمل « 3 » جز هوا و هوس نخيزد و كين « 4 » * شافعى آن و بو حنيفهء اين گر ترا بو حنيفه ديو نمود * او سوى دين « 5 » بجز فرشته نبود شافعى گر بر تو « 6 » بولهبست * بسوى من « 7 » امين حق « 8 » نسبست هر دو حقند باطل از من و تست * باطل از خبث اين دل من و تست « 9 » ورنه در باغ دين بنور يقين « 10 » * سنبل سنت‌اند و سوسن « 11 » دين من ز روى نصيحت اين گفتم * آمدم پند دادم و رفتم ور تو پندم دهى ز بدروزى * عيسيى را طبيبى آموزى صورت عقل پند بنيوشد « 12 » * جامهء جهل بىخرد « 13 » پوشد آتش خوى تو چو خاك سياست « 14 » * آبروى تو زان چو باد هواست گرنهء بد مگير بر من كين « 15 » * ور چنينى چنين مكن در دين مده از دست پس به شهوت و كين * از پى بانگ عاميان دل و دين از پى عامه كس مرى « 16 » نكند * خر عامه بجو كرى نكند من بگفتم نصيحتى در دين * گر بهى ور بدى تو دورم ازين اى هوا كرده زير بار ترا * با چنين ياوها « 17 » چه‌كار ترا از براى سگان و گرگان را * اين‌چنينها مگو « 18 » بزرگان را
هامش
( 1 ) - س : شاهى از ساهى ، ب : ساهى از شاهى ( 2 ) - س : دانى ، ب : رانى ( 3 ) - س : محل ، چ : كرده عمل ( 4 ) - س : نبايد و كين ( 5 ) - ل : حق ( 6 ) - س : سوى تو ، ب : بر تو ( 7 ) - ب : بسوى حق ( 8 ) - ل : امين و حق ( 9 ) - ل : باطن من و تست ( 10 ) - ل : هر دو نور يقين ( 11 ) - ل : سنبل و سوسنست و نرگس ، چ : سنبل سنت است و سوسن ( 12 ) - ل : مىنوشد ( 13 ) - ل : بىخبر ( 14 ) - خ - سباست ( 15 ) - س : كربهى خود مگير از من كين ( 16 ) - چ : كس خرى ، ى : از پى جامه كس مرى ( 17 ) - س : با چنين ژاژها ، ب : بادها ( 18 ) - ذ : مكن