تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠

فى مذمة اهل التعصب و نصيحة الفريقين وفقهما اللّه تعالى

هيچ را در جهان ز علم و ز ظن « 1 » * بىخردوار پشت پاى مزن از براى قبول عامه مناز * بىخبروار خيره مهره مباز بهر مشتى خر آب شرع مبر * بى كه و پنبه‌دانه گاو مخر از پى شاخ بيخ شرع مكن * وز پى جاه راه خلق مزن سگ كين از بغل برون انداز * سگ به زير بغل ميا به نماز « 2 » قامتت شد دوتا ز بدخويى « 3 » * كه چرا قامت تو يك توئى « 4 » تو دوتا كرده « 5 » باز قامت راست * كه چرا قامت فلان يكتاست تو نشائى به ناقدى ايشان * خيمه زن رو به نزد درويشان با سلاطين گداى بىنيرو * شايد ار كم زند بكين پهلو « 6 » خيره « 7 » با جهل تا كى آويزى « 8 » * رنگ ادبار « 9 » تا كى آميزى عمرت از كوى عقل رفت برون * در غم آنكه اين چه يا آن چون چون و چه « 10 » آلت عداوت تست * سنگ بر شيشه از شقاوت تست سخن از كوى عقل بايد گفت * درّ معنى بعقل شايد « 11 » سفت ديو مردم ز پند من دورست * خر نبيند فرشته معذورست تو برآورده دست بر مهمان « 12 » * كه چرا دست مىبردارد آن « 13 » حسد و حقد كرده آلت جنگ * ديو حقدت گرفته اندر چنگ به خداى ار رسى بدين خداى * تو بدين خوى زشت و شهوت « 14 » و راى
هامش
( 1 ) - ل : هيچ‌كس را ، س : هيچ را در جهان ز علم و ز ظن ، ب : دست دين را ز روى جهل به ظن ( 2 ) - س : سگ به زير بغل ميان نماز ، ب : سگ نباشد روا بجاى نماز ( 3 ) - ل : قامت آن دو تن درستى جوى ، چ : ز بدخوئى ( 4 ) - ل : كه چرا قامت تو يك توئى ( 5 ) - س : اى دوتا كرده ( 6 ) - ل : همى پهلو ، چ : گدا پهلو ( 7 ) - ذ : تيره ( 8 ) - س : با كه آويزى ( 9 ) - ب : رنگ او بار ( 10 ) - ل : چون وجوه ( 11 ) - ل : بايد ( 12 ) - ل : بر به همان ( 13 ) - س : كه چرا دست مىنكرد بنان ، چ : مىبرآرد از آن ( 14 ) - ك : رشوة