تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
هر دو در راه دين دليل « 1 » و گواه * هر دو بر چرخ شرع زهره و ماه هر دو در راه دين چو شمع و چراغ * هر دو در راغ دين چو گلشن و باغ ماه جاه ابو حنيفه بتافت * ميوهء شرع رنگ سنت يافت زهره شافعى چو طالع شد * خرد او را ز دل متابع « 2 » شد هر دو مهتر يكى بذوق و مزاج « 3 » * كاژى اى خواجه با هوا « 4 » و لجاج گوش كر را « 5 » سخن‌شناس كه ديد * ديدهء كاژ راست بين كه « 6 » شنيد هر دوان همچو جان و دل به مثل * جان بدل دل بجان كه كرد بدل هر دو را دل بشرع حاذق بود « 7 » * هر دو را شرع صبح « 8 » صادق بود آن بدل تيغ حجة الوسطى است * وين چراغ محجة الوثقى است مسلك اين غذا دهد جان را * مذهب او ثبات ايمان را حجت اوست « 9 » واضح و واثق * نكتهء اوست لايح و لائق تو چه دانى كه بو حنيفه كه بود * چه شناسى كه شافعى چه شنود « 10 » هر دو نيكند بىحكومت تو « 11 » * بد توئى وان سگ خصومت تو كاشف شبهت تو قرآنست * واضح حجت تو فرقانست تو كه باشى بگو مر ايشان را * چه شناسى تو بر در ايشان را « 12 » كم كن اين گفتگو ز بهر خداى * گنگ شو ساعتى و ژاژ مخاى تو به بيهوده گشته‌اى مشغول * پيش ماور بجاى فضل فضول گر كسى جسمى « 13 » آمد و بدخواه * شافعى را در اين ميان چه گناه ور خرى « 14 » اعتزال مىورزد * او بر بو حنيفه جو نرزد
هامش
( 1 ) - ك : وكيل ( 2 ) - چ : مطالع ( 3 ) - چ : بذوق رواج ( 4 ) - خواجهء هوا ( 5 ) - ذ : گوش كر خود ( 6 ) - ل : راست بين كژ كه ( 7 ) - س : دل بشرع صادق ( 8 ) - س : صبح شرع ( 9 ) - ب : اين است ( 10 ) - س : چه نمود ، ب : چه شتود ( 11 ) - ذ : بىزهومت تو ( 12 ) - چ : تو در پريشان را ، كم : تو در بر ايشان را ( 13 ) - ذ : خشمى ، ب : جسمى ، ل : سهمى ، ى : خصمى ( 14 ) - ك : ور خوى