نقش معنى ز خط « 1 » او در صدر * بود روز « 2 » نهفته در شب قدر
بخت او چون بهار امير جهان * خردش چون شكوفه پير و جوان
خرّم از علم او روان رسول * كو بر امّت نگاه داشت اصول
بر روانش ز ما « 3 » درود و سلام * با ويم حشر كن بدار « 4 » سلام
هر امامى كه گفت خواهد قال * تا قيامت ورا بوند عيال
ستايش امام شافعى رضى اللّه عنه
ذكر الامام العالم العارف جمال الدين كمال الاسلام مفتى الشرق و الغرب سيد العلماء و الفقهاء مفتاح الشريعة سراج السنة كنوز الاحاديث ابى عبد اللّه محمد بن ادريس الشافعى رحمة اللّه عليه
چون فروشد چراغ دين نبى * روى بنمود ماه مطلبى
از پس بدر دين نه دير چه زود « 5 » * آفتاب زمانه چهره نمود
رو بجو ار ز ديده « 6 » در طلبى * راه شرع از امام مطلبى
اصل او در قواعد و بنيان * فرع نسل معد بن عدنان
نسبش با رسول پيوسته * ادبش از فضول بگسسته
درس دين ساخت از پى تقديس * صدر سنت محمد ادريس
از پى طالبان نور يقين * خويشتن وقف كرده بر در دين « 7 »
بر خود از عقل « 8 » خويش هيچ نساخت * در ره شرع خويشتن درباخت
مصطفى گفته او شنيده بجان * زان نموده بشرع او برهان
تا حديث « 9 » پيمبر او « 10 » خوانده * بر خودش اعتماد نامانده
هامش
( 1 ) - ل : معنى و خط
( 2 ) - ل : روزى
( 3 ) - ذ : ز من
( 4 ) - ذ : بروز
( 5 ) - ل : نه دير كه زود ، م : و چه زود
( 6 ) - ذ : اربد بده
( 7 ) - پ : در ره دين
( 8 ) - چ : بر خود و عقل ، ل : بر خود و وهم ، ذ : با خود و عقل
( 9 ) - ل : از حديث
( 10 ) - چ : پيمبران