دين به دنيا بخيره بفروشد * نكند نيك و در بدى كوشد
خيره راضى شود به خون حسين * كه فزون بود وقعش از ثقلين
آنكه را اين خبيث حال بود * مؤمنان را كى ابن خال بود
من از اين ابن خال « 1 » بيزارم * كز پدر نيز هم دلآزارم
پس تو گوئى يزيد مير منست * عمرو عاص پليد پير منست
آنكه را عمرو عاص باشد پير * يا يزيد پليد باشد مير
مستحق عذاب و نفرين است * بد ره « 2 » و بدفعال و بددين است « 3 »
لعنت دادگر بر آنكس باد * كه مر او را كند به نيكى ياد
من نيم دوستدار شمر و يزيد * زان قبيله منم بعهد بعيد « 4 »
هركه راضى شود به بد كردن * لعنتش طوق گشت در گردن
از سنائى « 5 » بجان مير حسين * صد هزاران ثناست دايم دين
ستايش امام ابو حنيفه رضى اللّه عنه
ذكر الامامين الهاديين ابى حنيفة نعمان بن ثابت الكوفى و محمد بن ادريس الشافعى رحمة اللّه عليهما
فى مناقب الامام الاعظم الزاهد مفتاح الشريعة كنوز الذريعة نظام الدين قوام الاسلام ابى حنيفة نعمان بن ثابت الكوفى رحمة اللّه عليه ، ذكر النعمان صون عن الحرمان ، قال الشافعى رضى اللّه عنه : الفقهاء كلهم عيال ابى حنيفة رحمه اللّه
دين چو بگذشت از اين جوانمردان « 6 » * خلق در دين شدند سرگردان
همه را باز راى نعمانى * آشتى داد « 7 » با مسلمانى
آفتاب سپهر معروفى * بدر دين بو حنيفهء كوفى
همه را « 8 » از پى صلاح جهان * مغز سنت نهاده اندر جان
هامش
( 1 ) - ذ : ابن و خال
( 2 ) - ب : بدرگ
( 3 ) - بىدين
( 4 ) - م : بعيد بعيد
( 5 ) - م : - اى سنائى
( 6 ) - چ : از جوانمردان
( 7 ) - م : داده ، س : داد
( 8 ) - س : خلق را