تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
دين به دنيا بخيره بفروشد * نكند نيك و در بدى كوشد خيره راضى شود به خون حسين * كه فزون بود وقعش از ثقلين آنكه را اين خبيث حال بود * مؤمنان را كى ابن خال بود من از اين ابن خال « 1 » بيزارم * كز پدر نيز هم دل‌آزارم پس تو گوئى يزيد مير منست * عمرو عاص پليد پير منست آنكه را عمرو عاص باشد پير * يا يزيد پليد باشد مير مستحق عذاب و نفرين است * بد ره « 2 » و بدفعال و بددين است « 3 » لعنت دادگر بر آن‌كس باد * كه مر او را كند به نيكى ياد من نيم دوستدار شمر و يزيد * زان قبيله منم بعهد بعيد « 4 » هركه راضى شود به بد كردن * لعنتش طوق گشت در گردن از سنائى « 5 » بجان مير حسين * صد هزاران ثناست دايم دين

ستايش امام ابو حنيفه رضى اللّه عنه

ذكر الامامين الهاديين ابى حنيفة نعمان بن ثابت الكوفى و محمد بن ادريس الشافعى رحمة اللّه عليهما فى مناقب الامام الاعظم الزاهد مفتاح الشريعة كنوز الذريعة نظام الدين قوام الاسلام ابى حنيفة نعمان بن ثابت الكوفى رحمة اللّه عليه ، ذكر النعمان صون عن الحرمان ، قال الشافعى رضى اللّه عنه : الفقهاء كلهم عيال ابى حنيفة رحمه اللّه
دين چو بگذشت از اين جوانمردان « 6 » * خلق در دين شدند سرگردان همه را باز راى نعمانى * آشتى داد « 7 » با مسلمانى آفتاب سپهر معروفى * بدر دين بو حنيفهء كوفى همه را « 8 » از پى صلاح جهان * مغز سنت نهاده اندر جان
هامش
( 1 ) - ذ : ابن و خال ( 2 ) - ب : بدرگ ( 3 ) - بىدين ( 4 ) - م : بعيد بعيد ( 5 ) - م : - اى سنائى ( 6 ) - چ : از جوانمردان ( 7 ) - م : داده ، س : داد ( 8 ) - س : خلق را