تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
عمرو عاص و يزيد بداختر * بسر آب برفكنده سپر شمر و عبد اللّه زياد لعين * روحشان جفت باد با نفرين بركشيدند تيغ بىآزرم * نز خداترس و نه ز مردم شرم « 1 » سرش از تن بتيغ ببريدند * و اندر آن فعل سود مىديدند تنش از تيغ خصم پاره شده * آل مروان برو نظاره شده بدمشق اندرون يزيد پليد * منتظر بود تا سرش برسيد پيش بنهاد و شادمانى كرد * تكيه بر دنيى و امانى كرد بيتى از قول خويش املا كرد « 2 » * كين ديرينه جست و انها كرد « 3 » دست شومش بر آن لب و دندان * زد قضيب « 4 » از نشاط و لب خندان « 5 » كينهء خزرج و حديث اسل « 6 » * و آن مكافات زشت و دست عمل كين آبا بتوخته ز حسين « 7 » * خواسته كينهاء بدر و حنين شهربانو و زينب گريان * مانده در فعل ناكسان حيران سر برهنه بر اشتر و پالان * پيش ايشان ز درد دل نالان « 8 » على الاصغر ايستاده به‌پاى * وان سگان ظالم را بداده « 9 » رضا عمرو عاص و يزيد و ابن زياد * همچو قوم ثمود و صالح و عاد بر جفا كرده آن سگان اصرار « 10 » * رفته از حقد بر ره انكار هيچ ناورده در ره بيداد * مصطفى را و مرتضى را ياد يكسو انداخته مجامله را * زشت كرده ره معامله را كرده دوزخ براى خوش معدّ * بو الحكم را گزيده بر احمد راه آزرم و شرم بربسته * عهد و پيمان شرع بشكسته
هامش
( 1 ) - چ : نز خلايق شرم ( 2 ) - ب : املى كرد ( 3 ) - ب : انهى كرد ( 4 ) - ب : قضيب ، ط : قصب ( 5 ) - خ : دل خندان ( 6 ) - ل : گشتن چرخ دان حديث امل ( 7 ) - چ : كينهائى تو جستهء ز حسين ( 8 ) - ل : خاندان محمدى ويران ( 9 ) - ل : بظلم داده ؟ ( 10 ) - ب : هر يكى اصرار
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 269 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى