تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠

در صفت كربلا و نسيم مشهد معظم

حبذا كربلا و آن تعظيم * كز بهشت آورد بخلق نسيم و آن تن سربريده در گل و خاك * و آن عزيزان بتيغ دلها چاك وان تن سر به خاك غلطيده * تن بىسر بسى بد افتاده و آن گزين همه جهان كشته * در گل و خون تنش بياغشته و آن چنان ظالمان بدكردار * كرده بر ظلم خويشتن اصرار حرمت دين و خاندان رسول * جمله برداشته ز جهل و فضول تيغها لعل‌گون ز خون حسين * چه بود در جهان بتر زين شين تاج بر سر نهاده بدكردار * كه از آن تاج خوب‌تر منشار « 1 » زخم « 2 » شمشير و نيزه و پيكان * بر سر نيزه سر بجاى سنان آل ياسين بداده يكسر جان * عاجز و خوار و بىكس و عطشان كرده آل زياد و شمر لعين * ابتداى « 3 » چنين تبه در دين مصطفى جامه جمله بدريده « 4 » * على از ديده خون بباريده « 5 » فاطمه روى را خراشيده « 6 » * خون بباريده بىحد از ديده حسن از زخم كرده سينه كبود « 7 » * زينب از ديده‌ها برانده دو رود شهربانوى پير گشته حزين * على الاصغر آن دو رخ پرچين عالمى بر جفا دلير شده * رو به مرده « 8 » شرزه شير شده كافرانى در اوّل پيكار * شده از زخم ذو الفقار فكار « 9 » همه را بر دل از على صد داغ * شده يكسر قرين طاغى و باغ « 9 »
هامش
( 1 ) - م : كه از آن خوب‌تر نباشد كار ( 2 ) - ل : درع و ( 3 ) - ب : ابتذالى ، ل : ابتدا اين ( 4 ) - م : رويها خراشيده ، خ : روى را خراشيده ( 5 ) - م : پراشيده ، ب : بپاشيده ، ل : بباريده ( 6 ) - م : فاطمه جامه جمله بدريده ، ل : فاطمه مويها خراشيده ( 7 ) - ب : جامة كبود ( 8 ) - م : رو به رود ( 9 ) - بجاى اين دو بيت در - م - يك بيت است بدين صورت :كافرانى در اول بيكار * شده يكسر قرين طاغى و دار
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 270 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى