تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
عقل در آب رويش آغشته * سهو در گرد دينش ناگشته كرده از رمزهاء عقل‌انگيز * طبع و بازار و ذهن و خاطر تيز « 1 » لفظ قرآن چو ديد درويشش * خويشتن جلوه كرد در پيشش عشق را بحر خود و دل را كان * شرع را ديده بود و دين را جان مصطفى از براى جان و تنش * نه ز بهر كلاه و پيرهنش نام او كرده در ولايت علم * على « 2 » از علم و بو تراب از حلم ذات بارى از آن ستم ديده * تاش ناديده ناپرستيده « 3 » باز دانسته در جهان نوى « 4 » * در دل نقش نفس « 5 » را ز نبى فرش توحيد جان هستش بود * سد « 6 » اسلام تيغ و دستش « 7 » بود كى شود آنكه ماه دين با او * تبع و « 8 » تابع ثريا او نه كه « 9 » اين عقد پيش از اين بودست * در ازل تا ابد « 10 » قرين بودست با ثريا ثرى برابر شد * چون على با نبى برادر شد مرد را عقل « 11 » راىزن باشد * سغبهء فال‌گوى زن باشد مرتضائى كه « 12 » كرد يزدانش * همره جان مصطفى جانش در سفر پيش آن قوى ايمان * بود چون لاشهء دبر دبران هر دو يك قبله و خردشان دو * هر دو يك روح و كالبدشان دو هر دو يك در ز يك صدف بودند * هر دو پيرايهء شرف بودند دو رونده چو اختر و گردون « 13 » * دو برادر چو موسى و هارون از پى سائلى به يك‌دو رغيف * سورت هل اتى ورا تشريف « 14 » درّ مظلوم پادشا كانش * لوح محفوظ مصطفى جانش
هامش
( 1 ) - ض : روز بازار چشم و خاطر تيز ( 2 ) - م : علم ( 3 ) - ك : ناپسنديده ( 4 ) - م : باز دانسته در جهاد قوى ، خ : در جهان فرى ( 5 ) - م : در دلش نفس نقش ( 6 ) - و : حصن ( 7 ) - م : تيغ دستش ( 8 ) - چ : تيغ را ( 9 ) - ل : نى كه ( 10 ) - ل : در ابد تا ازل ( 11 ) - چ : مرو را ( 12 ) - ذ : مرتضى را كه ( 13 ) - م : اختر گردون ( 14 ) - كم : تعريف