تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
تو كشيدن ز كافرى « 1 » پندار * تيغ بر روى « 2 » حيدر كرّار كرده در عقل و دين « 3 » بتيغ و قلم * با شجاعت سماحت « 4 » اندر هم خوانده در دين و ملك « 5 » مختارش * هم در علم و هم علم‌دارش جان آزادمردى و تن دين « 6 » * خسرو سنت و تهمتن دين شرف شرع و قاضى « 7 » دين او * صدف در آل ياسين او قابل راز حق رزانت او * مهبط وحى حق امانت او نفس نفسش كشندهء « 8 » تنزيل * جان جانش چشندهء « 9 » تاويل عرضه كرده بر آن جمال و سرشت * هفتهء هفت روز هشت بهشت چشمها ديده‌ور ز ديدارش « 10 » * سمعها شمعدان « 11 » ز گفتارش تيغ او « 12 » تير چرخ را بنيان * بوده در خانهء و بال كمان « 13 » هركجا آن « 14 » دل و زبان بودى * فطنت تير چون كمان بودى سر بدعت زده بتيغ « 15 » زبان * روى سنت بشسته « 16 » ز آب سنان كرده از لعل و در كرامت را * پرگهر دامن قيامت را كرده از بهر جان اهل هنر * درج در يك سخن دو درج گهر « 17 » محرم او بوده « 18 » كعبهء جان را * محرم او بوده « 19 » سرّ يزدان را « 19 » بوده با آسمان ثناش خليط * بر بسيط زمين چو بحر محيط در ديار عرب براعت او * در زمين عجم شجاعت او
هامش
( 1 ) - ل : چو كافرى ( 2 ) - ب : در روى ( 3 ) - ب : در عقد دين ، م : در عقل و دين ( 4 ) - ب : سخاوت ( 5 ) - ذ : در عقل و دين ( 6 ) - ك : تن و دين ، چ : جانش آزادمردى و تن دين ( 7 ) - ب : شرف و شرع دايهء ، ل : شرف شر و دايهء ، چ : شرف ملك و دايهء ( 8 ) - ذ : كشيده ، ل : نفس نقشش كشندهء ( 9 ) - ذ : چشيدهء ( 10 ) - ب : جسم‌ها چشمها ز ديدارش ( 11 ) - ب : سعها شمعها ( 12 ) - ب : تير او ( 13 ) - م : برده خانهء و بال را چو كمان ( 14 ) - ب : كان ( 15 ) - ك : به تير ، چ : بزد بتيغ ( 16 ) - پ : بشست ( 17 ) - پ : چو درج ، چ : درج هريك سخن چو درج ( 18 ) - ل : بود ( 19 ) - پ : سر قرآن را