تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
از در كفر گل برآرنده * در دين را نگاه‌دارنده هركه ناطق نبود « 1 » قايل او * و آنكه قابل « 2 » نبود قاتل او كرده از دشمنان دين چو سحاب « 3 » * خامهء ريگ را به خون « 4 » سيراب كنده زورش در جهود كده * در علم و عمل به دو ستده « 5 » حس « 6 » او چون عظيم بود و كبير * كشت مغلوب « 7 » او سحاب اثير « 8 » به دو تيغ آن هزبر دين بىميغ * كرده « 9 » اسلام را همه يك تيغ به دو تيغ او بذو الفقار و زبان « 10 » * كرده يك تيغ همچو تير جهان بود تيغى « 11 » زبان گوهرپاش * كه به دو كرده علم عالم فاش ديگرى ذو الفقار برّان بود * كافت جان شير غرّان بود زان دو تيغ كشيده در عالم * شرع را كرده همچو تير « 12 » و قلم نور علمش چشندهء « 13 » كوثر * نار تيغش كشندهء كافر در صف رزم پاى او محكم * وز پى رمز جان او محرم « 14 » زور او بت‌شكن بروز ازل * دست او تيغ زن بر اوج زحل هم مبرّز « 15 » بعلم بيم و اميد « 16 » * هم مبارز چو شير و چون خورشيد كر شده گوش فتنه از كوسش « 17 » * كرده فتح و ظفر زمين‌بوسش « 18 » دل و بازوش ازو نديده « 19 » به چشم * دست بردى به‌پاى مردى « 20 » خشم دست و تيغش چو پاى كفر ببست * هيبتش گردن عدو بشكست در مصافى كه پاى بفشردى * آنت دولت كه دست « 21 » او بردى
هامش
( 1 ) - ل : نبوده ( 2 ) - س : قايل ( 3 ) - م : كرده از خلق دشمنان چو سحاب ( 4 ) - س : جامهء ريگ را ز خون ( 5 ) - بدل ستده ( 6 ) - م : حسن ( 7 ) - ل : مقلوب ( 8 ) - م : سحاب و اثير ، ب : سحاب اتير ، چ : سحاب اسير ( 9 ) - ب : كرد ( 10 ) - ل : چو ذو الفقار ، چ : ز ذو الفقار و سنان ( 11 ) - پ : بود تيغ از ( 12 ) - م : تيغ ( 13 ) - ل : چشيده ( 14 ) - چ : بىغم ( 15 ) - ب : هم مبادر ، ل : هم مبارز ( 16 ) - هم به اميد ( 17 ) - س : گوشش ( 18 ) - س : پوشش ( 19 ) - ك : در نديده ، ب : را نديده ( 20 ) - ب : دست بردى و پاى مردى ( 21 ) - ذ : آنش دولت كه دوست