تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
آن ز فضل آفت « 1 » سراى فضول * آن علمدار و علم‌دار رسول آن سرافيل سرفراز « 2 » از علم * ملك‌الموت ديو آز از حلم « 3 » آن فدا « 4 » كرده از ره « 5 » تسليم * هم پدر هم پسر چو ابراهيم آنكه « 6 » در شرع تاج دين او بود * و آنكه تاراج كفر و كين « 7 » او بود حكم تسليم را خليل به شرط * درگه شرع را وكيل « 8 » به شرط نشنيده ز مصطفى تاويل « 9 » * گشته مكشوف بر دلش تنزيل « 10 » مصطفى چشم روشن از رويش * شاد زهرا چو گشت وى شويش « 11 » شرف « 12 » چرخ تيز گرد او بود * در حديث و حديد مرد او بود باغ سنت بامر نو كرده * هرچه خود رسته بود « 13 » خو كرده هرگز از خشم هيج سر نبريد * جز بفرمان حسام برنكشيد خيبر از تيغ او خراب شده * سر آبش همه سراب شده هرگز از بهر بدره و برده « 14 » * خلق را « 15 » خصم خويش ناكرده هر عدو را كه درفكند از پاى * در زمان مالكش ببرد از جاى « 16 » وانكه را زد بضرب دين‌آراى * نام بر دستش و زننده خداى « 16 » نامش از نام يار مشتق بود * هركجا رفت همرهش حق بود فخر از آل صخر بربوده * رستخيزى بنقد بنموده خواب و آرام مرّه و عنتر * كرده در مغز عقل زير و زبر
هامش
( 1 ) - ل : آيت ( 2 ) - م : عز و ناز ، س : سرفراز ( 3 ) - م : از حلم ، س : از علم ( 4 ) - س : اى فدا ( 5 ) - ب : در ره ( 6 ) - س : آنچ ( 7 ) - چ : آنكه در دين حق گزين ، ذ : وانكه تاراج كفر و دين ( 8 ) - چ : شرط را دليل ( 9 ) - م : تنزيل ( 10 ) - م : تاويل ( 11 ) - ل : ز خلق دلجويش ( 12 ) - م : خسرو ( 13 ) - س : خود كرده بود ( 14 ) - س : برده و برده ، ك : بدرقه برده ( 15 ) - س ، پ : خصم را ( 16 ) - متن مطابق نسخهء - س - است و در نسخ ديگر بجاى اين دو بيت اين يك بيت است .هر عدو را كه درفكند از پاى * نام بر دستش و زننده خداى