تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
كرده بر چرخ حق بنور يقين * طاوها « 1 » ماه چارده‌اش « 2 » در دين شوقش « 3 » آورده سوى « 4 » مهتر خويش * طرقوا طرقوا كنان در پيش ديده از طا همه طهارتها * كرده از ها همه امارتها « 5 » عمرى عمر « 6 » خود بيفشانده * عمرى رفته فرّ حق « 7 » مانده شاهد حق روانش در خفتن « 8 » * نايب حق زبانش در گفتن « 9 » كرده در عزّ و دولت « 10 » سرمد * عمرى را بدل بعمر ابد بود مير عمر شهنشه دين * جان فدا كرد و مال در ره دين از پى ديو در زمانهء او * سايهء او سلاح « 11 » خانهء او كرده « 12 » عقلش در اين سراى مجاز * آرزو را به خاك سير جواز كرده « 13 » پيوند دلق خويش از برگ * ديده زان برگ ديو آزش مرگ « 14 » گر بگفتى زبانش عاهد حق « 15 » * ور بخفتى روانش شاهد حق كرده بهر رسول يزدانش * حسبك اللّه « 16 » رديف ايمانش در ره دين و دل فراغ « 17 » از وى * باغ فردوس را چراغ از وى در ره دين صلاح درهء او * كرده خونها مباح در ره او از پى حكم نافذش بشتاب * نامهء او بخوانده « 18 » آب چو آب « 19 » خون دل با دم وفا بسرشت * نيل را نامه بر سفال نوشت نيل تا نامهء عمر برخواند * آب چون رنگ از دو ديده براند راندنى « 20 » كاندرو نبود « 21 » وقوف * خواندنى كاندر و نبود حروف
هامش
( 1 ) - ذ : طى و هى ( 2 ) - س : چاردش ( 3 ) - م : رويش ( 4 ) - م : پيش ( 5 ) - اين بيت در - س - چنين است :ديده از طا همه طربها را * كرده‌ها دور ازو هربها را( 6 ) - م : عمرى از عمر ( 7 ) - س : زو و حق ( 8 ) - م : اگر خفتى ( 9 ) - م : اگر گفتى ( 10 ) - ل : عز دولت ( 11 ) - پ : سليح ( 12 ) - چ : زده ( 13 ) - و : گرچه ( 14 ) - ل : دانش مرگ : م : برگ و بوارش مرگ ( 15 ) - خ . عابد ( 16 ) - م : حبك اللّه ( 17 ) - س : ملك و باغ ( 18 ) - م : نخوانده ( 19 ) - ل : داد جواب ( 20 ) - م : زاندلى ( 21 ) - م : نبوده
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 235 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى