تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
بر پسر حد براند از پى « 1 » دين * شد روان پسر « 2 » بعليين آرى اين « 3 » زخم هم ز دين من است * ورچه فرزند نازنين من است از عمر عالمى منور شد * همه آفاق « 4 » پر ز منبر شد روى او مسند عتيق آراست * راى او سرو باغ دين پير است « 5 » هست پيدا « 6 » ز بهر تصحيحش « 7 » * در تراويح پرمصابيحش شده از غيرتش فريشم تن « 8 » * زهره زهره بريشم زن « 9 » درّه‌وار « 10 » از پى اقامت حد * در ره احمد از براى احد ذرّهء را براى مستورى « 11 » * نزده درّه جز به دستورى « 12 » خانهء مى خراب گشته ازو « 13 » * زهره « 14 » زهره آب گشته ازو « 15 » ناصر اللّه در رعايت « 16 » حق * حكم حق كرده « 17 » در ولايت حق

در عدل وى رضى اللّه عنه

عدل او بود با قضا « 18 » همبر * حكم او بود تيزرو چو قدر بيشه « 19 » بر گور كرد « 20 » همچو حرم * تله بر « 21 » مرغ كرده همچو ارم « 22 » كرده از امر او به دستورى * از همه ناپسندها دورى كرده از عدل او به دل‌سوزى « 23 » * گرگ با جان ميش خوش‌پوزى « 24 »
هامش
( 1 ) - خ : از ره ( 2 ) - م : روان آن پسر ( 3 ) - خ : كارى اين ( 4 ) - پ : آفاق ، م : اسلام ( 5 ) - م : آراست ( 6 ) - پ : هست بيدار ( 7 ) - بهر تصحيفش ، ل : بهر تسبيحش ( 8 ) - م : قريشم ، ل : فريشم ، س : بريشم ، ذ : سريشم تن ( 9 ) - س : بر فلك زهرهء بريشم زن ، ل : فريشم زن ( 10 ) - م : ديدهء وار ، س : دوره‌دار ( 11 ) - س : جزو را ، ل : دره را از براى دستورى ( 12 ) - ل : به مستورى ( 13 ) - س : از وى ( 14 ) - م : زهر ( 15 ) - س : ز امر ( 16 ) - سر در ره عنايت ( 17 ) - م : گشته ( 18 ) - ل : عدل او با قضاى ( 19 ) - م : پشه ، پ : پشته ( 20 ) - م : كرد ، ذ : بر شير كرده ( 21 ) - ذ : حله بر ، س : كوى پر ( 22 ) - م : درم ( 23 ) - چ : بدآموزى ، م : سورى ، س : كرده از امن او به دلسوزى ( 24 ) - س : گرگ با گاوميش خوش‌پوزى ، م : با جان ميش خوش‌توزى ، پ : با كاوميش درپوزى
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 237 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى