تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
چون درخت بهار لطف قدم « 1 » * آبش و تازگيش كرده بهم « 2 » شمع بود آن هماى فرخنده * از « 3 » درون سوز و از برون خنده

ذكر آفرينش و مرتبه و حسن خلق وى صلوات‌الله‌عليه

عندليبان باغ آن خوشبوى « 4 » * در ترنّم تبارك اللّه گوى بر زمان « 5 » حكم چون شهان كرده « 6 » * بر زمين نان چو بندگان خورده « 7 » نان جو خورده همچو مختصران * پس كشيده ز حلم بار گران « 8 » خلق را خلق « 9 » او نويدگرست * نور ماه از جمال « 10 » جرم‌خورست گنج همسايه بددل پاكش * رنج سايه نبود بر خاكش صد هزار آه زو شنيده حرى « 11 » * نه الف بود در ميانه نه هى « 12 » جبرئيل آمده ز سدره برش * بوده سوگند صعب حق به سرش جز از او كس نبود « 13 » در بشرى * در طلب گريه خند خنده‌گرى « 14 » خلق او زير اين سراپرده * رحمها كرده زخمها خورده « 15 » سالها پيش چرخ با ندمى « 16 » * ناگواريده خورد جانش همى گلشكر داشت با خود از دل خود * زان نشد ايج ناگوارش بد خود كسى را كه آن زبان « 17 » دارد * ناگوارندگى زيان دارد
هامش
( 1 ) - م : لطف و قدم ، س : بهار فرق قدم ( 2 ) - ك : هر دو بهم ، س : آتش و نازكيش كرده بهم ، چ : آتش و تازگيش ( 3 ) - ل : وز ( 4 ) - س : خوش‌روى ، خ : آن گل خوشبوى ( 5 ) - ل : بر زبان ، س : بر شما ( 6 ) - ذ : كردند ( 7 ) - ذ : خوردند ( 8 ) - م : بار خران ، س : ز حكم بار گران ( 9 ) - ذ : خلق او خلق را ( 10 ) - خ : فروغ ( 11 ) - ذ : صد هزار آه از او كشيده حوى ، ل : حرى ، چ : شده آهى خ : شد از وانهى ( 12 ) - ل : نه الف در ميانه بوده ، اين بيت در - س - بدين گونه است :صد هزار آه ازو شنيده امى * نه الف بوده در ميان نه مى( 13 ) - ل : نديد ( 14 ) - خ : گاه خنده گاه گرى ( 15 ) - س : زخمها خورده رحمها كرده ( 16 ) - ل : زير چرخ بىندمى ، س : بىقدمى ( 17 ) - ل : زيان ، س : كى آن زيان