چون سوى راه بيخودى « 1 » پويد * نقش خود زاب روى خود شويد
نزد آن خواجهء جهان نهفت « 2 » * رفتم و ديد و باز « 3 » گشت و بگفت
نه چنان رو كه شير در بيشه * آن چنان رو كه دل در انديشه
صفت بعث و ارسال وى عليه السلام
از خداى آمده « 4 » بر جانت * به رسالت به شهر ويرانت « 5 »
بىخودى تخت و بىكلاهى تاج * لشكرش رعب و « 6 » مركبش معراج
سيرت و خلق او مؤكد حلم * خرد و جان او مؤيد علم
پشت احمد چو گشت محرابى * پيش روى آمدى چو اعرابى
شده « 7 » جبريل در موافقتش « 8 » * بدوى صورت از مرافقتش « 9 »
جبرئيل از پى دعا كردن * راست انگشت و خم سر و گردن
كه نمودى چو شرقى از غربى * راى او روى دحية الكلبى « 10 »
از گريبان بعث « 11 » سر بركرد * دامن شرع پر ز گوهر كرد
كرده پيشش نثار « 12 » در محشر * هشت حمال عرش و هفت اختر
صفت هفت اختر
زحلش زير پاى كرده نثار * همت و ذهن و حفظ و « 13 » فكر و وقار
مشترى جانش را سپرده عطا * صدق و عدل و صلاح و دين و وفا « 14 »
داده مريخش از براى خطر * مجد و اقدام و عزم و زور و ظفر « 15 »
شمس پيشش كشيده بهر جمال * نعمت و رفعت « 16 » و بها و جلال
هامش
( 1 ) - ك : بىغمى
( 2 ) - ل : بنهفت
( 3 ) - ك : ديرباز ، پ : بشد و ديد و باز ، ل : ديد و باز
( 4 ) - ل : آمدست ، ذ : آمده از خداى
( 5 ) - ل : ايمانت
( 6 ) - م : دعب ، ل : عشق
( 7 ) - ك : سوى
( 8 ) - ك : در مرافقتش
( 9 ) - ك : از موافقتش ، م : در مراقبتش ، چ : از مراكبتش
( 10 ) - ك : دحيهء كلبى
( 11 ) - ك : نعت
( 12 ) - س : كردهء زير پاى ، ل : كردهء پيش پاى
( 13 ) - ك : حفظ و ذكر
( 14 ) - ل : ذكا
( 15 ) - چ : روز عزم ظفر ، ذ : عز و روز ظفر ، ل : عزم و روز ظفر ، س : زور و عزم ظفر
( 16 ) - س : دفعت و نعمت ، چ : رفعت و قدرت