تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
از پى « 1 » شرع در جهان خداى * جان خاموش او زبان خداى « 2 » نه زبانى كه گوشتين « 3 » باشد * بل زبانى كه گوش تين « 4 » باشد نطق در گوش عاريت باشد * قلب تين چيست كو نيت باشد نيت پاك چون ز دل خيزد * نقطهء شرك را برانگيزد معنى گل « 5 » ز تين چو حاصل شد « 6 » * اندرونش چو جان همه دل شد « 7 » چون همه دل گرفت و شافى « 8 » شد * گوش او پر ز شير صافى شد روى او « 9 » چون بقلب تين باشد * راى او در عمل متين باشد جان گل « 10 » پير مىشود ز قعود « 11 » * خون دل شير مىشود بصعود « 12 » بازگشتم بنعت سيد قاب * برگرفتم ز روى دعد نقاب « 13 » تو ازو همچو شير در بيشه * من ازو همچو دل در انديشه دل ز انديشه روشن و عاليست « 14 » * بيشهء دين ز شير شر « 15 » خاليست فكرت اندر صنايع صمدى * در نبوت ودائع احدى گرچه در خلق شكل گوساله است * به ز تكرار و ذكر صدساله است اخترش قهرمان راه ملك « 16 » * عصمتش پاسبان شاه « 17 » فلك دست گرد جهان برآورده * هرچه جز حق همه هدر كرده فهمش اندر بصيرت و امكان * برتر است از قياس و استحسان منبع رعب در دو بازو داشت * منهج صدق در دو ابرو داشت هركه بگرفت « 18 » پاى « 19 » اهل بصر * هرگز از ذل نيايد « 20 » اندر سر
هامش
( 1 ) - م : در پى ( 2 ) - س : جنان خداى ( 3 ) - خ : آتشين ( 4 ) - ك : گوش‌بين ( 5 ) - ل : معنى دل ( 6 ) - پ : شد حاصل ( 7 ) - پ : شد دل ( 8 ) - م : گرفت شافى ( 9 ) - م : روى دل ( 10 ) - ل : جان دل ( 11 ) - پ : بعقود ( 12 ) - ل : ز صعود ( 13 ) - پ : عذر نقاب ، م : دعد رباب ، ذ : عدل نقاب ، ل : دعد نقاب ( 14 ) - ذ : روشن عاليست ( 15 ) - م : سر ( 16 ) - ل : اختر قهرمان و تخت فلك ( 17 ) - خ : جان‌ستان شاه ( 18 ) - پ : نگرفته ( 19 ) - م : دست ( 20 ) - هرگز اندر دل نيامد ، م : هرگز از يا نيايد
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 217 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى