تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
ديد آدم كه مايه‌دار قدم * مردمى مىزند ز عشقش دم عقل كل زو گرفته حكمت و راى * سايه از آفتاب يابد پاى « 1 » پيش آن كو ز اصل بدخو بود « 2 » * بسته‌چشم و گشاده‌ابرو بود شرع را دست عقل « 3 » كى سنجد * عشق در ظرف حرف كى گنجد آنكه شب را سپيد داند كرد * از تن عقل برنيارد گرد چيست « 4 » جز شرع او به خانهء راز * بر قباى بقا طراز طراز « 5 » رخ او « 6 » ميزبان صادق بود * زلفش اجرى ده « 7 » منافق بود بود بهتر ز جملهء عالم « 8 » * بود خشنود ازو به دو آدم رخ و زلفش صلاح عالم بود * خلق و خلقش وجود آدم بود غرض او بد ز گردش « 9 » عالم * خوانده او و طفيل او آدم يافت تشريف سجدهء ملكوت * نيز تشريف بذر قوت به قوت « 10 » زان دل زنده و زبان فصيح * دل يارانش چون وثاق مسيح جمله ياران او ز دانش و علم * كيسه‌ها دوخته ز حكمت و حلم تا نبيند ز سائلان تشوير * همه پيش از نياز گفته بگير « 11 » زان درختى كه بيخ تبجيلست * شاخ تنزيل و ميوه تاويلست مولدش بر دعاى مظلومان * موردش بر نداى « 12 » معصومان زاد كم‌توشگان قناعت او * قوت امتان شفاعت او ز امت از فضل بىتناهى او * با همه انبياء شاهى او ملتبس درد انبيا « 13 » ز گلش * مقتبس نور اوليا « 14 » ز دلش اول روز دين شهنشاه « 15 » او * آخر روز جان دلخواه او « 16 »
هامش
( 1 ) - چ : پابرجاى ( 2 ) - كو ضعيف و بدخو ( 3 ) - ك : دست عطل ، س : دست عقل ( 4 ) - س : كيست ( 5 ) - چ : طراوت‌ساز ( 6 ) - ل : روى او ( 7 ) - م : اجراده ( 8 ) - ذ : آدم ( 9 ) - بود كردش ( 10 ) - ى : بدر قوت و قوت ( 11 ) - س : ييار گويد گير ، م : از بيار گويد گير ( 12 ) - س : بر قضاى ( 13 ) - س : درد اصفيا ( 14 ) - س : انبيا ( 15 ) - س : شهانشه او ( 16 ) - س : آخر روز دهر دلخواه او
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 215 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى