تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
تو درى « 1 » كاخ و بام عالم را * تو سرى « 2 » تخم و نسل آدم را تا زند خنده ز اسمان « 3 » يقين * صبح ايمان بسوى مشرق دين راست گو اى سپهر « 4 » پرتك و تاز * وى جهان خموش پرآواز كى توان زد ز روى « 5 » زحمت « 6 » و بيم * اين چنين نوبتى « 7 » به زير گليم تا زبان زمانه او را گفت * كى ز بهر تو آشكار و نهفت چه كنى با نقاب عالم خس « 8 » * نور رخسار تو نقاب « 9 » تو بس كافرى گشته از قدوم تو دين * كفر يكسر فروشده به زمين دين و كفر « 10 » از تو موسى و قارون * دين برون كفر درشده بدرون مغز پرجان « 11 » همىكند مويت * كوى پرگل همىكند رويت « 12 » از تو و آن تست گوش بشر « 13 » * چه عجب زانكه هست گوش از سر خانهء پنج در كه جان دارد * از پى چون تو ميهمان دارد ز امر تو متفق چهار امير * مركز و اخضر و هوا و اثير « 14 » برنه اى شاه عالم و آدم * داغ بر ران اشهب و ادهم ادهم و اشهب از براى تو است * آن سرا وين سرا سراى تو است ز اقتلوا « 15 » المشركين كمر بربند * زين « 16 » لكم دينكم ولى دين چند گردن و پشت مشركان « 17 » بشكن * بيخ كفر از بن « 18 » جهان بركن تيغ را لعل كن به خون عدو * مهترى چون شوى زبون عدو « 19 »
هامش
( 1 ) - چ : تو در اين ( 2 ) - پ : تو برى ( 3 ) - ل : ز آفتاب ( 4 ) - ك : راست رواى جهان ، م : راست‌گوئى سپهر ( 5 ) - ذ : كى توان ديد روى ( 6 ) - چ : رحمت ، خ : و خشت ( 7 ) - ل : نوبت ، رويت ( 8 ) - م : حس ( 9 ) - م : حجاب ( 10 ) - م : دين كفر ( 11 ) - س : مغز در جان ( 12 ) - س : سنگ بر دل همىنهد رويت ( 13 ) - پ : از تو و لفظ تست ، ل : گوش گشتند جملگى يكسر ( 14 ) - ل : اسير ( 15 ) - س : اقتلوا ( 16 ) - ر : از ( 17 ) - ل : گردنان ، و : مردگان ( 18 ) - ل : از همه ( 19 ) - چ : زبان عدو