تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
هست لقمان به درگهت بر پاى * چون سليمان ترا « 1 » وكيل سراى پسر آزرست « 2 » فرش افكن « 3 » * پسر مريم « 4 » است مقرعه‌زن ايستاده ملك يمين و يسار * با طبقهاى نور بهر نثار چشم روشن به روى تست اسحاق * چون سماعيل شهره در آفاق « 5 » شده يعقوب مستمند و ضرير « 6 » * از قدوم تو تيزبين و بصير يوسف اندر ره تو استاده * ابن يامين بره فرستاده انتظار تو كرده پير شعيب * رفته اندر درون پردهء غيب چرخها را لقب زمين دادند * اختران نور بهر دين « 7 » دادند از زمان « 8 » آمدند بهر ثنات « 9 » * جمعه و بيض و قدر و عيد و برات « 10 » وز مكان آمدند قدها خم * مكه و يثرب و حرى « 11 » و حرم منتظر مانده در سراى قرار * طبق آسمان و دست نثار نقل ارواح گشته نقل از تو « 12 » * تخته « 13 » از سر گرفته عقل از تو ليكن « 14 » از روزه ساخت بهر يقين * امتت را ز بهر سنت دين صورتت ديد « 15 » مرد بينا دين * هوس از سرگرفت هوش و يقين « 16 » نفس كل آب رانده در جويت « 17 » * عقل كل خاك گشته در كويت « 18 » فلك آورده بهر مهمانى * برّه و گاو را به قربانى آمده دست آسمان در كار * گشته انجم گسل ز بهر نثار « 19 » ريخته عرش زير پاى تو در * ز آسمانها طبق‌طبق گوهر
هامش
( 1 ) - ل : چون بر قاضيان ( 2 ) - م : آذرست ( 3 ) - م : فرش فكن ( 4 ) - ل : عيسى مريم ( 5 ) - پ : شهرهء آفاق ( 6 ) - ذ : مستمند ضرير ( 7 ) - س : نورها بدين ، ل : نورهاى دين ( 8 ) - م : آن زمان ( 9 ) - م : ثبات ( 10 ) - م : بيضه قدر و عيد و برات ، ذ : بيض و قدر و عيد ، ل ، س : جمعه و هر دو عيد و قدر و برات ( 11 ) - و : حرام ، س ، م : حرى ( 12 ) - ك : گشت ، و : نقل ازواج گشته لعل از تو ( 13 ) - ك : شحنه ( 14 ) - ى : لگهن ( 15 ) - و : صورت ديده ، آ : لكهن از روزه ( 16 ) - س : هوس از هوش بر تو كرد يقين ( 17 ) - ك : در جويش ( 18 ) - ك : كويش ( 19 ) - ل : بروزشمار