تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
ديدم آن پيشواى عالم را * گهر كان فيض آدم را خضر و موسى به پيشگاهش در * لوح تعليم برگرفته ببر دولتش برده زهره را زهره * دهر را بستده ز كف مهره كرده تقدير اسب قدرش زين * غاشيه بر بكتف « 1 » روح امين صدر او صدر « 2 » ملك استغنا * قاب قوسين قلبش او ادنى از لعمرك كلاه تشريفش * قم فانذر قباى تكليفش صابرين بر يمين ايمانش * صادقين بر زه گريبانش قانتين بر نثار ايثارش * منفقين بر طراز دستارش نقد مستغفرين فراوانش * در بن جيب و چاك دامانش مركب اقتدار كرده بزين * بر در دين براى يوم الدين جان درآويخته ز فتراكش * عقل و جان زاده « 3 » بر سر خاكش عقل داند كه جان چه مىگويد * عقل خواند هرآنچه جان گويد گفتم اى نقش خاتمت صورت « 4 » * واسطهء عقد گردن دولت نكتهء مختصر بفرمائى * منهج روى راست بنمائى گفت از بهر قوت و قوّت جان * وز نبى آمن الرّسول بخوان لن تنالوا پى نظام انام * لا تعولوا پى حلال و حرام اين همه طمطراق « 5 » بهر چراست * اين برون از خيال و خاطر « 6 » ماست ظاهرش آن نمايد از در دل « 7 » * كين گل دل كه بردميد از گل « 8 » گفته « 9 » در گوشش اختيار ازل * بىرطبهاء علم و خار عمل كاى شهنشه درين نشيب مجاز « 10 » * فر آزت فزود سر بفراز
هامش
( 1 ) - پ : بر كتف كرده ( 2 ) - م - ل : صدر در صدر ( 3 ) - ب : عقل و جان داد ( 4 ) - ب : اين نقش خاتمت صولت ( 5 ) - م : طم‌طراق ( 6 ) - ل : خيال خاطر ( 7 ) - ل : از در دل ( 8 ) - م : كه برد از دل گل ( 9 ) - پ : گفت ( 10 ) - چ : نشيب و فراز ، ل : اى كه گشتى تو غرق بحر نياز