نوح در حصن عصمتت جسته * روح در چاكرى كمر بسته « 1 »
تاج بر سر « 2 » نهاده ميكائيل * غاشيه بر كتف نهاده « 3 » خليل
موسى سوخته بر آذر تو « 4 » * ارنى گوى گشته بر در تو
با ثناى تو عقد « 5 » بسته بهم * در عزبخانه عيسى مريم
با طبق روح قدس و روح امين * منتظر مانده بر يسار و يمين « 6 »
برگرفته ز عرش پردهء نور * بر دهان مانده ناى « 7 » خواجهء صور
رفعت ادريس از ثناى « 8 » تو يافت * سدره جبريل از براى تو يافت
خضر آتش بباد « 9 » سينه سپرد * آب حيوان ز خاكپاى تو برد
بسته بودى نقاب درويشى * چون گشادى تو قفل در پيشى « 10 »
شرف قاب از آن نقاب فزود * رفعت عرش زينت تو ربود « 11 »
جان روحانيان دل تو بديد * ديده بر سر نهاد و پيش كشيد
اهل هفت آسمان نهان مانده * سر انگشت در دهان مانده
هشت در چار طبع بىفرياد « 12 » * بر صهيب و بلال تو بگشاد
هفت در مهر كرده « 13 » همت تو * بر دل عاصيان امت تو « 14 »
روى روحانيان سوى در تست * كامشب آيين عرض « 15 » لشگر تست
شده از پويهء « 16 » رخت ذو النون « 17 » * آمد از بطن حوت و بحر برون
همه از مقصد وصال تو بود * همه از مشهد جمال تو بود
صالح و لوط و هود منتظرند * حالپرسان ز يوشع و خضرند
هست داود قارىخوانت * جمله اصحاب كهف « 18 » مهمانت
هامش
( 1 ) - ل : ميانبسته ، س : در حاجبى ميانبسته
( 2 ) - م : بربر
( 3 ) - م : بمانده ، خ : دوان جبريل
( 4 ) - ل : موسيى ساخته بر آذر تو
( 5 ) - س : عقل
( 6 ) - در ، م : دو مصرع اين بيت مقدم و مؤخر است
( 7 ) - م : ناى مانده
( 8 ) - ك : از عطاى
( 9 ) - ل : آيت ، م : آتش به آب
( 10 ) - ل : تو به آب درويشى
( 11 ) - رفعت شرع رتبت از تو فزود ، پ : رفعت عرش رتبت از تو ربود
( 12 ) - و : با فرياد
( 13 ) - م : مهره كرده
( 14 ) - م : عاصيان ز امت تو
( 15 ) - م : اين عرصهگاه
( 16 ) - پ : يوبه
( 17 ) - م : ذا النون
( 18 ) - صفه