تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
باز آن كو « 1 » حرام دارد خور * دوزخ او را ز شرع اولاتر « 2 » گر تو خواهى كه گردى او را يار * از حرام و سفاح « 3 » دست بدار در حريم وى اى سلامت جوى * شرم دار از حرام و دست بشوى نه خداى جهان بر اهل « 4 » نفس * گفت مولاى مؤمنانم و بس « 5 » تو كه جز در غم قنينه « 6 » نه‌ئى * سينه گم كن چو پاك سينه نه‌ئى سينه‌اى را كه سنّت آرايد * دل آن سينه شرع را شايد سينه و دل كه جاى غى باشد * خانهء ديو و چنگ و مى « 7 » باشد اى فرومانده زار و وار و خجل * در جحيم تن و جهنم دل غضبت گه فروبرد بجحيم * گه دهد شهوتت شراب حميم « 8 » گه كشد شير كبر و « 9 » خوك نياز * گه گزد « 10 » مار حقد و كژدم آز در دوزخ فراز كرده و پس * مىپزى در بهشت ديگ هوس گه شرار غضب شود به اثير « 11 » * گه كشد غل و غش ترا بسعير از برون سو تنت ز غفلت « 12 » شاد * وز درون عقل و جانت با فرياد « 13 » مصطفى بر كرانهء « 14 » برزخ * رداء آويختست در دوزخ « 15 » گر ترا ديده هست و بينائى * چون ز دوزخ سبك برون نائى « 16 » تا رهاند ترا « 17 » ز دوزخ زشت * پس رساند به بوستان « 18 » بهشت سنت او رديست « 19 » هين « 20 » برخيزد * در رداء محمدى آويز
هامش
( 1 ) - س : ز آنكه هركه ، ل : باز آن كز ( 2 ) - س : ز شرعش اولاتر ، ل : ز شرع درخورتر ( 3 ) - م : فساد ( 4 ) - م : از خداى جهان باهل ( 5 ) - ل : مؤمنانم پس ( 6 ) - خ : دفينه ( 7 ) - ل : خيك مى ، چ : ديو و جنگ مى ، خ : خانه خيل ديو ( 8 ) - ذ : جحيم ( 9 ) - م : گه كشد ببر ، ذ : كى شود شير گيرو ( 10 ) - س : گه زند ( 11 ) - ل : گه شراب عرض شود تاثير ( 12 ) - م : به غفلت ( 13 ) - ك : جانت را فرياد ، ذ : جانت در فرياد ( 14 ) - پ : بر كنارهء ( 15 ) - س : ردى آويخته از در دوزخ ( 16 ) - ذ : برون آيى ( 17 ) - م : مرا ( 18 ) - م : پس رساند مرا بصحن ، خ : برساند ترا بصدر ( 19 ) - پ : رواست ، س : سنت است آن رداش ، ذ : آورده ، ل : آورده است ( 20 ) - ك : دهان
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 205 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى