تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
تا بگويند بر زبان « 1 » خرد * هركه دل داد دين او بخرد « 2 » كاندرين كورهء « 3 » پر از كوران * و اندرين كارگاه مزدوران ادب او به از خصال شما * خرد او به از كمال شما او دليل تو بس ، تو راه مجوى * او زبان تو بس ، تو يافه « 4 » مگوى وهم و حس و خيال رهبر تست * زان هميشه مقام بر در تست « 5 » مرد همت نه مرد نهمت باش * چون پيمبر نه‌اى « 6 » ز امت باش سخن او برد ترا به بهشت * ادب او رهاندت ز كنشت پى او گير تا سرى گردى * خرزى « 7 » زود جوهرى گردى جان فدا كن تو در متابعتش * چون « 8 » ندارى سر معاتبتش سوى حق بىركاب « 9 » مصطفوى * نرود پايت ار چه بس بدوى « 10 » تا قدم بر سر فلك نزنى * با وى انگشت در نمك نزنى هرچه او گفت راز مطلق « 11 » دان * و آنچه او كرد كردهء حق دان قول او ختم دان تو چون قرآن * لفظ او جزم « 12 » دان تو چون فرقان دل پردرد را كه نيرو نيست * هيچ تيماردار چون او نيست شرع و دين ساقى « 13 » شراب ويست * ديده خفاش آفتاب ويست « 14 » بر تو از نفس تو رحيم‌ترست * در شفاعت از آن كريم‌ترست از كرم نز هوا و نز هوسى « 15 » * مهربان‌تر ز تست بر تو بسى سوى جان پليد كى پويد * هست او پاك « 16 » پاك را جويد پاك شو پاك رستى از دوزخ * كو رهاند ترا از آن برزخ
هامش
( 1 ) - پ : از زبان ( 2 ) - پ : هركه دل دارد امر او بخرد ( 3 ) - كلبهء ( 4 ) - پ : ياوه ( 5 ) - س : مقام بر در تست م : قوام بر در تست ( 6 ) - س : پيامبر نه‌اى ( 7 ) - چ : خزفى ( 8 ) - پ : گر ، آ : كه ( 9 ) - ل : بىركيب ( 10 ) - م : نرود پايت ارچه بيش دوى م : جانت ار بسى بدوى ( 11 ) - پ : امر مطلق ( 12 ) - م : جرم ( 13 ) - س 6 شرع مى ساقى ( 14 ) - ل : ديده نقاش ، س : اسم نقش است آفتاب ويست ( 15 ) - ل : و از هوسى ( 16 ) - م : سنت پاك