تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
گفت ديدم بهشت ماوى را * سدره و عرش و لوح « 1 » و طوبى را ديدم از دل به ديدهء لاهوت * در جوامع صوامع « 2 » ملكوت لطف فردوس را پسنديدم * قهر زندان عدل هم « 3 » ديدم هرچه مكنون غيب حضرت بود * بكم از ساعتى مرا « 4 » بنمود داند آن كو دلش ز ريب « 5 » تهيست * كين همه غيب عالم علويست واسطه كيست پيش پرده‌سراى * جز ازو در ميان خلق و خداى « 6 » گر شريفند و گر وضيع همه * كرم او بود شفيع همه

ذكر تفضيلش

نور كز خلق او مؤثر شد * چشمهء آفتاب و كوثر « 7 » شد پيش آن مقتداى رحمانى * عقل با حفص « 8 » شد دبستانى قدم صدق يافت نقل از وى * وز عقيله « 9 » برست عقل از وى چون درآمد بمركز سفلى * گفت دين را هنوز تو طفلى دايگى كرد دين يزدان را * تا بپرورد نور ايمان را پيش او گوش گشته عقل همه * پيش او « 10 » فاش گشته نقل همه هر مصالح كه مصطفى فرمود * عقل داند كه گوش بايد بود عقل در پيش اوست همچو رهى « 11 » * زانكه زو يافت عقل روزبهى عقل در مكتب هدايت اوست * زيركى عقل از بدايت اوست كرده مهمان ز بيم « 12 » گمراهى * عقل كل را بامر « 13 » اللهى عقل داودوار در محراب * بيش او خرّ راكعا و اناب
هامش
( 1 ) - پ : نوح ( 2 ) - ل : در صوامع جوامع ( 3 ) - ل : عدل را ( 4 ) - ل : از لحظهء به من ( 5 ) - ك : ز عيب ( 6 ) - م : خلق خداى ( 7 ) - م : آفتاب كوثر ( 8 ) - م : باحفظ ، خ : بافضل ( 9 ) - ب : از عقيلت م : در عقيلت ( 10 ) - ب : پس از او ( 11 ) - ل : حكم اوست رهى ( 12 ) - س : من بكردم ز بيم ( 13 ) - س : بنام
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 202 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى