تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
صبح صادق « 1 » چنو نديده به راه * آفتابى به زير گنبد ماه شرع و دين چار طبع و شش سوى او * عقل و جان گوهر دو گيسوى او « 2 » هفده تا موى چون ستاره بباغ * و آن ديگر سياه چون پر زاغ اندر آن گيسوى سياه و سپيد * دوخته عقل « 3 » كيسه‌هاى اميد كرده همزاد « 4 » با ازل نسبش * گشته همراز « 5 » با ابد ادبش

در صفت معراجش

برنهاده ز بهر تاج « 6 » قدم * پاى بر فرق عالم و آدم « 7 » دو جهان پيش همتش به دو جو * سر ما زاغ و ما طغى بشنو پاى او تاج فرق آدم شد * دست او ركن علم عالم شد بار گيرش سوى ابد معراج « 8 » * نردبانش سوى ازل منهاج « 9 » گفت سبحانش الذى اسرى * شده زانجا به مقصد اقصى « 10 » در شب از مسجد حرام بكام * رفته و ديده و آمده بمقام بنموده به دو عيان مولى * آية الصغرى و آية الكبرى يافته جاى خواجهء عقبى * قبهء قرب ليلة القربى شده از صخره تا سوى رفرف * قاب قوسين لطف « 11 » كرده به كف گفته و هم شنيده و آمده « 12 » باز * هم در آن « 13 » شب به جايگاه نماز قامت عرش با همه « 14 » شرفش * ذره‌اى پيش ذروهء شرفش برنهاده خداى در معراج * بر سر ذاتش « 15 » از لعمرك تاج با فترضى دل تباه كراست * با لعمرك غم گناه « 16 » كراست
هامش
( 1 ) - م : جسمى ، ذ : چشمى ، ى : هيچ چشمى ( 2 ) - م : گوهران گيسوى او ( 3 ) - م : خلق ( 4 ) - پ : كرده همزاد ، س : كرده همراه ( 5 ) - م : همراه ( 6 ) - چ : باغ ( 7 ) - م : آدم و عالم ( 8 ) - م : ازل معراج ، ل : ابد منهاج ( 9 ) - م : ابد منهاج ، ل : ازل معراج ( 10 ) - ى : برده او راه به مسجد الاقصى ( 11 ) - م : بلطف ( 12 ) - ل : هم شنوده آمده ( 13 ) - ك : همه زان ( 14 ) - ل : تا همه ( 15 ) - م : بر سر سرش ، بر سر تاجش ( 16 ) - ل : دل گناه