ديو را بوده روز بدر و حنين * صورتش « 1 » سورهء معوذتين
اندر كرامت نبوت
گر ملك ديو شد گه آدم * ديو در عهد او ملك « 2 » شد هم
هيچ سائل بخشندى « 3 » و بخشم * لا در ابروى او نديده به چشم
نور بيننده درّ گوينده * جز از آن در نجسته « 4 » جوينده
كفر اشهاد كرده « 5 » بر مويش * عقل دريوزه كرده از كويش « 6 »
خاكپاشان فلكنگار از وى « 7 » * نيمكاران تمامكار از وى
لب و دندان او بمنع و عطا * بوده دندانهء كليد سخا « 8 »
لب او كرده در مسالك ريب * روى دلها سوى دريچهء غيب « 9 »
خلق را او ره صواب دهد * سايه را مايه آفتاب دهد
شرفش « 10 » بهر قال و قيلى را * دحيه كردست « 11 » جبرئيلى را
جبرئيل از كرامتش در راه * بر ملك جمله گشته شاهنشاه
چشم روشن شده ز وى آدم * جان او از چنو « 12 » پسر خرّم
متفرد به خطهء ملكوت * متوحّد به عزّت جبروت
طيب ذكرش غذاى روح ملك * طول عمرش مدار دور فلك
قدر او بام آسمان برين * خلق او دام جبرئيل امين
تحفهء بوده از زمان « 13 » بلند * زاده و زبدهء جهان بلند « 14 »
هامش
( 1 ) - پ : صورت
( 2 ) - ل : عهد ملك او
( 3 ) - ل : به خشنودى
( 4 ) - ل : دل نجسته ، پ : دل نديده
( 5 ) - چ : گشته
( 6 ) - م : در كويش
( 7 ) - پ : ملكشكار
( 8 ) - چ : بقا
( 9 ) - خ : بسوى عالم غيب
( 10 ) - ل : خلق او
( 11 ) - م : در قفس كرده
( 12 ) - چ : او را چنو
( 13 ) - ل : مكان ، پ : او ز جان ،
( 14 ) - م و بعضى نسخ ديگر بيت زير را اضافه دارد .تحفهء برده از زمين نژند * زاده و زبدهء جهان بلندو در - ج - اين بيت بدين صورت آمدهپخته و گفته زمين نژند * زنده و زبدهء جهان بلندو ظاهرا اين بيت نسخه بدل بيت من است