تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
اندر آمد به بارگاه خداى * دامن خواجگى « 1 » كشان در پاى پيش او سجده كرده عالم دون * زنده گشته چو مسجد « 2 » ذو النون زبدهء « 3 » جان پاك آدم ازو * معنى بكر لفظ محكم « 4 » ازو جان عاقل جهان به دو ديده « 5 » * زانش بر جان خويش بگزيده « 6 » انبيا ريخته هم از زر اوى « 7 » * هرچه‌شان نقد بود بر سر اوى « 8 » تا شب نيست صبح « 9 » هستى زاد * آفتابى چون او ندارد ياد همه شاگرد و او مدرّسشان * همه مزدور و او مهندسشان او سرى بود و عقل گردن او * او دلى بود و انبيا تن او دل كند جسم را « 10 » به‌آسانى * ميزبانى بروح حيوانى كوشكش « 11 » در ولايت تقديس * صحن او بام خانهء ادريس آستان درش به روضهء انس « 12 » * بوده بستان روح « 13 » روح القدس كرده با شاه‌پر طاوسى * جلوه در بوستان « 14 » قدوسى جان او خوانده پيش از آمد رق « 15 » * ابجد لم يزل ز تختهء حق « 16 » سر او سورهء « 17 » وفا خوانده * دل او مركب صفا رانده گوى بربوده دست منقبتش * پاى بر سر نهاده مرتبتش عالم جزو « 18 » را نظام به دو * غرض نفس كل تمام به دو قدمش را ازل « 19 » بپيموده * بودهء كل كون و نابوده داده اشراف بر همه عالم * مر ورا كردگار لوح و قلم قدمش در ازل نفرسودست « 20 » * ندمش در ابد نياسودست « 21 »
هامش
( 1 ) - ل : مهترى ( 2 ) - خ : چو ماهى ( 3 ) - س : زندهء ، پ : ديدهء ( 4 ) - پ : پاك ( 5 ) - پ : بيند ( 6 ) - پ : بگزيند . ( 7 ) - ك : از سر اوى ، س : ريختند از در او ، خ : ريختند بر در او ( 8 ) - س : هرچه‌شان نور بود بر سر او ( 9 ) - م : روز ( 10 ) - س ، م : چشم را ( 11 ) - چ : گوش‌كش ( 12 ) - ل : آستانهء درش چو روضهء انس ( 13 ) - خ : بستان‌سراى ( 14 ) - م : در جويبار ( 15 ) - م : خلق ( 16 ) - ل : خلق ( 17 ) - م : سورت ( 18 ) - ل : نظم ( 19 ) - م : قدمش در ازل ( 20 ) - س : قدمش تا كه بد نيا سوده ، پ : نفرسوده ( 21 ) - پ : نياسوده ، ل : بياسوده است
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 190 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى