تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
علم او ميزبان عالم داد * شرع او شحنهء خداى آباد آمد از رب سوى زمين عرب * چشمهء زندگانى اندر لب هم عرب هم عجم مسخر او * لقمه‌خواهان رحمت در او قابلى چون عتيقش اندر بر * قاتلى همچو حيدرش بر در فيض فضل خداى دايهء او * فر پر هماى سايهء او چرخ پرچشم همچو نرگس تر * عقل پرگوش همچو سيسنبر جان او ديده ز آسمان قدم * زادن عقل و آدم و عالم بلكه از عقل بيشتر دل او * ديده صنع خداى در گل او گفته او را بوقت وحى و وجل « 1 » * جبرئيل امين كه لا تعجل « 2 » بوده چون نقش صورت خويشش * ماجراهاى غيب در پيشش هست كرده ز لطف و نور گلش « 3 » * شرق و غرب ازل درون دلش « 4 »

اندر بدايت كمال نبوت

آدم و آنكه شمت « 5 » جان داشت * پاى دامانش « 6 » بر گريبان داشت آدم از مادر عدم زاده * او چراغى به دو فرستاده غيب يزدان نهاده در دل او * آب حيوان سرشته در گل او « 7 » ديدهء او به گاه منزل خواب * تا سوى عرش برگرفته نقاب « 8 » جان او بوده در طريقت حق « 9 » * گوهر حضرت حقيقت « 10 » حق ديده از چشم دل بنور احد * از دريچهء ازل سراى ابد كرده از بر « 11 » بمكتب مردى * سورت سيرت « 12 » جوانمردى
هامش
( 1 ) - ل : بوقت روحى و حل ( 2 ) - ل : و لا تعجل ( 3 ) - پ : ز نور و لطف گلش ( 4 ) - م : ازل و برون دلش ( 5 ) - س : شمت ، م : همت ، ب : سمت ، خ : و سمت ، ل : سمت بر ( 6 ) - ل : دامنش ( 7 ) - م : با گل او ( 8 ) - پ : حجاب ( 9 ) - ل : جان او ديده در حقيقت حق ( 10 ) - ل : گهر ، ى : گوهر حضرت صديقت ( 11 ) - پ : فردى ( 12 ) - م : صوت