تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
تف چو روغن ز پيش برگيرد * نم بيگانه بانگ درگيرد « 1 » آه رعنائى طبيعت تست * راه بينائى شريعت تست آينه روشنست راه شما * پردهء آينه است آه شما

التمثيل فى خلقة آدم و عيسى بن مريم عليهما السلام

پدر « 2 » آدم اندرين عالم * هست از آن دم كه زادهء مريم « 3 » تن كه تن شد ز رنگ آدم شد * جان كه جان شد ز بوى آن دم « 4 » شد هرك را آن دمست آدم اوست * هر كرا نيست نقش عالم اوست آدم آن دم كه از قدر دريافت « 5 » * دل خبر يافت سوى جان بشتافت كه از اين دم خبر چگونه دهى * گفت هستم ز جام و جامه تهى جامه و جام « 6 » ما تهى زانست * كين گرانمايه سخت « 7 » ارزانست همه خواهى كه باشى او را باش * بر او سوى خويش هيچ مباش بر پريده ز دام ناسوتى * در خزيده به دام « 8 » لاهوتى ديده خطهاء خطهء ملكوت * همچو عيسى به ديدهء لاهوت آنكه دربند اين جهان آويخت « 9 » * سود كرد ار ز لشكرش بگريخت كاين « 10 » جهانيست مايهء غم و رنج * خوانده عاقل ورا سراى سپنج رهبرت باد بهر صورت و جان « 11 » * اين جهان عقل و آن جهان ايمان خنك آن‌كس كه عقل رهبر اوست * هر دو عالم بطوع چاكر اوست خنك آن‌كس كه نقش خويش بشست * نه كس او را نه او كسى را جست همچو نقش زياد سوى بسيج « 12 » * نبود جز « 13 » يكى و آن يك هيچ خويشتن را يكى مخوان در ده * كان يكى نيست « 14 » هيچ از آن يك به
هامش
( 1 ) - ل : برگيرد ( 2 ) - س : پدرى ( 3 ) - س : چو مادر مريم ، م : كه زادهء آدم ( 4 ) - چ : ز سنگ آدم ( 5 ) - ل : دم يافت ( 6 ) - ل : جان ( 7 ) - م : بسخت ( 8 ) - پ : بدار ، چ : در پريده ز دار ( 9 ) - م : آويخت ( 10 ) - م : اين ( 11 ) - ل : صورت جان ( 12 ) - م : بهر بسيج ( 13 ) - م : بسوى خود ( 14 ) - س : كان يكى اى يكى ، ج : كان يكى را كه