پرضلالت « 1 » جهان و پرنيرنگ « 2 » * بر خردمند راه دين شده تنگ
بانگ برداشته سحرگاهان * سگ و خر « 3 » در جهان گمراهان
اى سنائى چو برگرفتى كلك * درّ معنى كشيدى اندر سلك
چون بگفتى ثناى حق اوّل « 4 » * پس بگو نعت احمد مرسل
چون ز توحيد گفته شد طرفى * گفت خواهم ز انبيا شرفى
خاصه نعت رسول باز پسين * آن ز پيغمبران بهين و گزين « 5 »
هامش
( 1 ) - م : پرجهالت
( 2 ) - پ : جهان پرنيرنگ
( 3 ) - م ، اسب و سگ ، ل : اسب و خر
( 4 ) - م : حق ز اول
( 5 ) - چ : مهين و گزين