تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
بر سر كوى ما ز زشت « 1 » و نكو * سگى « 2 » آمد كسى نيامد ازو عقل و جان را به حكم من « 3 » نسپرد * سوى راى و هواى خويشم برد گه بتيغ هوا بخست مرا * گاه بر دام نفس بست مرا گه بسوى شراب راند مرا * گه به راه سرود خواند مرا گه شكستى چو چوب را سكنه « 4 » * سر و روى حروفم « 5 » از شكنه گه چو قوال كرده از نغمه « 6 » * متفرق حروفم از زخمه « 7 » اى مدبر ز مدبرى چونين « 8 » * خواهم انصاف تو « 9 » بيوم الدين در سراى مجاز از سر ناز * گه به بازار و گه به بانگ نماز « 10 » جلوه كردى براى اعجازى « 11 » * گه بحرفى و گه به آوازى

ذكر تلاوة قرآن

كى چشى طعم و لذت قرآن « 12 » * چون زبان بردى و نبردى جان از در تن بمنظر جان آى * به تماشاى باغ قرآن آى تا بجان تو جلوه « 13 » بنمايد * آنچه بود آنچه هست وانچه « 14 » آيد تر و خشك جهان درون و برون * آنچه موجود شد بكن فيكون حكمهائى كه گشت « 15 » ازو محكوم * همه گردد ترا ازو معلوم بشنواند ترا صفات خداى * گشته پيشت بصدق قصه‌سراى مستمع چون كند سماع كلام * گيردش نطق موى « 16 » بر اندام تا بينى « 17 » به ديدهء اخلاص * چون بخوانى تو سورهء اخلاص « 18 »
هامش
( 1 ) - چ : به زشت ( 2 ) - س : شكى ( 3 ) - س : بقول من ( 4 ) - س ، ذ : شكنه ، از سكته ( 5 ) - ف : سرد روى ( 6 ) - م از نغمت ، ل : كردى از آواز ( 7 ) - م : از زحمت ، ل : از سرباز ( 8 ) - پ : چنين ( 9 ) - پ : خود ( 10 ) - ل : گه به بازارها و گه به نماز ، پ : گه به بازار برد و گه ( 11 ) - م : مرا به انجازى ، ض : به ايجازى ( 12 ) - م : ايمان ( 13 ) - آ : جمله ( 14 ) - پ : آنچه ( 15 ) - ك : شد ( 16 ) - م : شورش موى نطق ، ل : گيردش موى نطق ( 17 ) - ذ : تا نه بينى ( 18 ) - م : سورة الاخلاص