تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
ليك هديه پگاه مىبايد * خون مرغ سياه مىبايد اين همه حيله « 1 » بهر يك دو درم * شام تا « 2 » چاشتى ز بهر شكم عمر برداده‌اى « 3 » بخيره بباد * من چه گويم برو كه شرمت باد در يكى مسجدى خزى بهوس * حلق پربانگ « 4 » همچو ناى و جرس « 5 » زين هوس شرم شرع و دينت باد * يا خرد يا اجل قرينت باد با چنين خو « 5 » و فضل و فرهنگت * شرم بادا « 6 » كه نيست خود ننگت

ذكر حجّت قرآن

باش تا روز عرض بر يزدان « 7 » * گلهء جان « 8 » تو كند قرآن گويد اين ماحل « 9 » مصدق تو * چند باطل كشيد بر « 10 » حق تو گويد اى كردگار مىدانى « 11 » * آشكارا چنان كه پنهانى شب و روزم بخواند با فرياد * داد يك حرف من بصدق نداد حق نحو و معانى و اعراب * زو نديدم بصدق در محراب حنجره در سرود نيك آيد * جامهء غم كبود نيك آيد « 12 » بجز از گفت‌وگوى دمدمه‌اى « 13 » * نيست گوشى « 14 » نصيب زمزمه‌اى 1 گه بخواندى مرا به راه مجاز « 15 » * خيره بگشاده چون خران آواز « 16 » كه بسى « 17 » لاف زد بدعوى ما * پس ندانست قدر معنى ما سوى ميدان خاص اسب بتاخت « 18 » * روى ما از نقاب ما نشناخت
هامش
( 1 ) - ك : جمله را ( 2 ) - پ : شام يا ، چ : شام با ( 3 ) - چ : عمر بردادىاى ( 4 ) - پ : پرباد ، چ : خلق پرباد همچو بانگ جرس ( 5 ) - ك : جود و ، چ : عقل ( 6 ) - پ : بادت ( 7 ) - م : به ايزد آن ، س : بر يزدان ، ل : حشر با يزدان ( 8 ) - چ : گله از جان ( 9 ) - م : حامل ، چ : حاصل ( 10 ) - چ : باطل كشيد از ( 11 ) - ل : گويد اللّه اكبرى دانى ( 12 ) - ل : مىبايد ( 13 ) - پ : و دمدمهء ( 14 ) - چ : گوئى ( 15 ) - پ : ز راه حجاز ، ك : براى حجاز ( 16 ) - ذ : جرس آواز ( 17 ) - م : كه همى ، پ : چند كو ( 18 ) - ف : نتاخت
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 180 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى