تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
عقل نبود دليل اسرارش * عقل عاجز شدست در كارش تا درين عالمى كه پرصيد است * تا بر اين مركبى « 1 » كه پركيدست تو كنون ناحفاظ و غمازى * كى سزاوار « 2 » پردهء رازى تو نگشتى به سرّ او واقف * نرسيدى هنوز در موقف تا هوا « 3 » خواهى و هوادارى * كودكى كن نه مرد اين كارى چون جهان هوا خرد بگرفت * نيكى محض جاى بد بگرفت ديو بگريخت هم به دوزخ آز * يافت انگشترى سليمان باز آنگهى بو كه « 4 » صبح دين بدمد * شب وهم و خيال و حس برمد « 5 » چون ببينند مر ترا بىعيب * روىپوشيدگان عالم غيب مر ترا در سراى غيب آرند * پرده از پيش روى « 6 » بردارند سرّ قرآن ترا چو بنمايند * پرده‌هاى حروف بگشايند خاكى اجزاى خاك را بيند * پاك بايد كه پاك را بيند شد هزيمت ز سرّ او شيطان * چه عجب گر رميد « 7 » از قرآن در دماغى كه ديو كبر دمد « 8 » * فهم قرآن از آن دماغ رمد « 9 » ز استماع قرآن بتابد گوش « 10 » * وز پى سرّ سوره نازد هوش « 11 » سوى « 12 » سرّ نبى نيارد هوش * جز دل و جانت از زبان خموش « 13 » هوش اگر گوشمال حق يابد * سرّ قرآن ز سوره دريابد
هامش
( 1 ) - ل : مركزى ( 2 ) - ف : نه سزاوار ( 3 ) - م : تو هوا ، ح : با هوا ( 4 ) - س : باش كانگه ( 5 ) - م : خيال بد برمد ( 6 ) - پ : غيب ( 7 ) - ل : گر رمان شد ( 8 ) - پ : دميد ، م : كبر ديو دمد ( 9 ) - پ : رميد ( 10 ) - م : نبى بنازد هوش ، پ : نتابد گوش ( 11 ) - پ : نارد هوش ، ك : تازد گوش ( 12 ) - چ : بسوى ( 13 ) - بجاى اين دو بيت در نسخه - م - اين بيت استز استماع نبى بنازد هوش * خر بود همچو سنگ خشك خموشو در بعضى از نسخ ديگر اين بيت استبسوى سر نبى نيارد گوش * وز پى سر سوره نارد هوش