شد هلاك ار دلش نباشد پاك * ور بود پاك از اين سفرش « 1 » چه باك
پاكرو « 2 » زين سراى پرشروشور * ورنه گردى به زير پاى ستور
آنكه او پاك رفت زين منزل * گشت زاد رهش همه حاصل
و آنكه او بد گر است « 3 » و آلوده * گشت در رنج راه فرسوده
درشكن بام و بوم قلب سليم * بكلام آى و درگذر ز كليم
هامش
( 1 ) - ب : سقرش
( 2 ) - پ : پاك شو
( 3 ) - پ : بد كن است