تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
جان نروبد ز بيم مهجورى * خاك درگاه جز به دستورى آن اويند در مكان و زمان * از كن امر تا دريچهء جان گفته از بهر خدمت درگاه * امر با عقلها اطيعوا اللّه نفس روينده تا به گوينده * همه چون بنده‌اند جوينده سوى آن كفر زشت و دين نيكوست « 1 » * كه ز دين نقش بيند از خر پوست گرچه بىاوت قصد و نيرو نه « 2 » * كار دين بىتو نى و بىاو نه « 3 » كار دين خود نه سرسرى كاريست * دين حق را هميشه بازاريست دين حق تاج و افسر مردست * تاج نامرد را چه در خوردست دين نگهدار تا بملك رسى * ورنه بىدين بدان كه هيچ كسى راه دين رو كه راه دين چو روى * همچو شاخ از برهنگى ننوى اى خوشا راه دين و امر خداى * از گل تيره‌رو « 4 » برآر دو پاى در ره جبر و اختيار خداى * بىتو و با تو نيست كار خداى در ره جبر و اختيار خداى * بىتو و با تو نيست كار خداى همه از « 5 » كاركرد اللّه است * نيكبخت آن كسى كه آگاه است اندرين ره ز داد و دانش خويش * رهرو و رهبرى كن « 6 » و منديش

فى الرضاء و التّسليم

هست حق را ز بهر جان شريف * اندر اثناء « 7 » حكم صنع لطيف داند آن‌كس كه خورده‌دان باشد * كه آنچه او كرد خيرت آن « 8 » باشد « 9 » نيك نز ميل و بد نه ز اسبابست * بد نه از فصد ليك جلابست ؟ نام نيكو و زشت از من و تست * كار ايزد نكو بود بدرست گرچه باشد به ظاهر آن « 10 » همه خوب * ليك باطن بود همه معيوب
هامش
( 1 ) - م : كفر و دين زشت و نكوست ( 2 ) - ى : نيست ( 3 ) - ى : هست و بىاو نيست ( 4 ) - م : از كل تن برو ( 5 ) - ب : همه آن ، پ : همه را ( 6 ) - ذ : بار ساز و ز هيچ‌كس ، ل : ز هيچ پل ( 7 ) - ك : ايثار ، خ : اندر ايثار صنع لطف لطيف ( 8 ) - ل : خير آن ( 9 ) - اين سه بيت در پيش گذشته و در اينجا مكرر است ( 10 ) - ك : بظاهرت