تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
چون رياضت نيافت وحشى ماند * هركه ديدش ز پيش خويش براند بىرياضت نيافت كس مقصود * تا نسوزى ترا چه بيد و چه عود فرخ آن كو « 1 » همه طعام و شراب * از مسبب ستد نه از اسباب رو رياضت « 2 » كش ارت بايد باز « 3 » * ورنه راه جحيم را مىساز ديگران غافلند تو هش دار * و اندرين ره زبانت خامش دار

التمثيل فى معنى اولئك كالانعام بل هم اضل

كرّهء را كه شد سه سال تمام * رائضش دركشد به زخم لكام « 4 » مرو را در هنر بفرهنجد * توسنى از تنش بياهنجد « 5 » كرّه را بر لگام رام كند * نام او اسب خوش‌لگام كند بارگير ملوك را شايد * بزر و زيورش بيارايد چون نيابد رياضتى در « 6 » خور * باشد آن كرّه از خرى كمتر بابت بار آسيا باشد * دايم از بار در عنا باشد گاه بار جهود و گه ترسا * مىكشد در عنا و رنج و بلا آدمى نيز كش رياضت نيست * پيش دانا ورا افاضت « 7 » نيست علف دوزخ است و ترسانست * با حجر در جحيم يكسانست مر ورا هست جان خوف و هراس * خوانده در نص هم « 8 » وقود الناس نفس فرمان‌پذير و فرمانده * عقل ايمان‌شناس « 9 » و ايمان ده عكس خور زاب بر جدار شود * سقف از نقش او نگار شود آن هم از عكس آفتاب شمار * آن دوم « 10 » عكس آب بر ديوار
هامش
( 1 ) - پ : شرط آن كو ، ل : شرح آن كو ( 2 ) - ل : شو رياضت ( 3 ) - ف : بايد ناز ( 4 ) - پ : بزين و لگام ( 5 ) - چ : از تنش براهنجد ( 6 ) - كم : چون نديد اين رياضت اندر ( 7 ) - م : اضافت ( 8 ) - پ : در محكمش ( 9 ) - كم : عقل قرآن ( 10 ) - چ : آن دگر
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 160 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى