تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
هرچه در زير امر جبارند * همه بر وفق امر بركارند همه مقهور و قدرتش قاهر * صنع او بر ظهورشان ظاهر همه موقوف قدرت و حلمش * همه محبوس سابق « 1 » علمش آنكه عامى و آنكه از علماست * آنكه محكوم و آنكه از حكماست همه را بازگشت حضرت اوست * هر كرا منتى است منت اوست عقل را نقل كرده اسبابش * نفس را پى بريده انسابش نسب نفس سوى عالم جان * همچو كورست و گوهر عمان

حكايت

كور را گوهرى نمود كسى * زين هوس‌پيشه « 2 » مرد بوالهوسى كه ازين مهره چند مىخواهى * گفت يك گرده و دو تا ماهى « 3 » نشناسد كسى چه دارى « 4 » خشم * لعل و گوهر مگر بگوهر چشم پس چو اين گوهرم نداد خداى * اين گهر را ببر تو ژاژ مخاى گر نخواهى كه بر تو خندد خر * نزد گوهرشناس بر گوهر دست گوهرشناس به داند * چون كف پاى بر صدف راند نيك دانى كه در فضاى « 5 » ازل * دست صنع خداى عزّ و جلّ گر نبشت ابجدى ز دفتر خويش * نتواند كزو كشد سر خويش كرده امر خداى در هر فن * قوّتى را بفعلى « 6 » آبستن تا چو راه مشيمه بگشايند * ز آنچه كشتند حاملان « 7 » زايند آنكه او را عدم برد فرمان * كى وجود آرد اندرو عصيان « 8 » كرده يك امر جمله را بيدار « 9 » * همگان آمدند در پرگار « 10 » هرچه استاد برنبشت و براند * طفل در مكتب آن تواند خواند
هامش
( 1 ) - م : سابقه ، كم : مسبوق سابق ( 2 ) - ل : خردپيشه ( 3 ) - ل : كروه تو ناماهى ( 4 ) - ل : چه دارد ( 5 ) - ل : در قضاى ، چ : از قضاى ( 6 ) - م : بفعل ( 7 ) - ل : حاصل آن ( 8 ) - م : طغيان ( 9 ) - م : ديدار ( 10 ) - م : اندر كار
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 155 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى