تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
در جحيم تو جنت آرامان * بىتو راضى بحور عين عامان گر به دوزخ فرستى از در خويش * مىروم نى به‌پاى بر سر خويش « 1 » وانكه امر ترا خلاف آرد « 2 » * دل خود از غفلتش غلاف آرد « 3 » همه را گاه « 4 » و كاروبار از تو * يار مار است و مار يار از « 5 » تو نه بلا تأمن از تو سير شوم * نه بلا تقنطوا دلير شوم گر كنى زهر با روانم جفت * از شكر تلخ‌تر نيارم گفت ايمن از مكر تو كسى باشد * كه فرومايهء « 6 » خسى باشد امن و مكر تو هر دو يكسانست * عاقل از مكر تو هراسانست ايمن از مكر تو نشايد بود * طاعت و معصيت ندارد سود ايمن آن‌كس بود كه وى آگاه * نبود از مكر تو بفعل گناه « 7 »

فى الاخلاص و المخلصون على خطر عظيم

چون ز درگاه تست گومى مال « 8 » * خواب را زير پاى خيل خيال همچو شمع آنكه را نماند منى * در تو خندد چو گردنش بزنى با تو با جاه و عقل و زر چكنم * دين و دنيا توئى دگر چكنم تو مرا دل ده و دليرى بين * روبه خويش خوان و شيرى بين گر ز تير تو پر كنم تركش * كمر كوه قاف گيرم كش يار آنى كه بىخرد نبود * وان آنى كه آن خود نبود من چو « 9 » درمانده‌ام درم بگشاى * ره چو گم كرده‌ام رهم بنماى هيچ خود بين خداىبين نبود * مرد خود ديده مرد دين نبود گر تو مرد شريعت « 10 » و دينى * يك زمان دور شو ز خودبينى
هامش
( 1 ) - ل : بهر امر تو مىدوم در پيش ( 2 ) - ل : خلاف كند ( 3 ) - ل : دل خود را ز غفلتش شكند ( 4 ) - چ ، همه را كام ( 5 ) - ف : تارك عقل تاج‌دار از تو ( 6 ) - چ : كه فرومايه و ( 7 ) - م : بفعل و گناه ( 8 ) - ل : هم ز درگاه تست گوى منال ، پ : گوئى مال ( 9 ) - ف : نيك ( 10 ) - ل : حقيقت