تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
هستم از هركه هست جمله گزير * ناگزيرم توئى « 1 » مرا بپذير بلبل عشق را ز گلبن جست * در ترنم نواى اى « 2 » همه تست باز ناز من از طريق نياز * بر سر سدره مىكند پرواز ملكها راند هركه سوى تو راند * باز درماند هركه زين درماند كه رساند به من سخن جز تو * كه رهاند مرا ز من جز تو نخرى بوى رنگ و دمدمه تو * زين همه وارهانم اى همه تو عجز و بيچارگى و ضعف خرى * نخرى سستى و خرى و ترى رنج بر درگه تو آسانيست * بىزبانى همه زبان‌دانى است همه را كش تو از براى همه * پس قبول تو خون‌بهاى همه از تو برتافتن عنان امل * چيست جز آيت و نشان زلل صورت قهر در دلش رويد * هركه جز مهر « 3 » حضرتت جويد « 4 » سيرت ما ز صورت اشرار * وارهان اى مهيمن اسرار « 5 »

فى الإنابة

اى جهان‌آفرين جان‌آراى * وى خرد را بصدق راهنماى « 6 » در بهشت فلك همه خامان « 7 » * در بهشت تو دوزخ‌آشامان بر درت خوب و زشت را چه كنم * چون تو هستى « 8 » بهشت را چه كنم كه نمايد در آينهء تزوير * غرض « 9 » نكتهء عليم و قدير خون دل چون جگر كند سوراخ * چه جهنم چه جمرهء طباخ دوزخ از بيم او بهشت شود « 10 » * خاك بىكالبد چو خشت شود خنده گريند عاشقان از تو * گريه خندند عارفان از تو
هامش
( 1 ) - ل : توام ، چ : تواى ( 2 ) - نواش اى ، ى : نواى اين ( 3 ) - ل : قهر ( 4 ) - ف : هركه جز خاك حضرتش پويد ( 5 ) - چ : ستار ( 6 ) - چ ، ل : وى نهان دان خلق در همه جاى ( 7 ) - ل : در جحيم تو جنت آرامان ( 8 ) - ل : بودى ( 9 ) - ل : عرضهء ، و : غرض ( 10 ) - ف : مسجد از قهر تو كشت شود